لاچین سیر

املاک ویترین

یاران

مجموعه : مجله خبری
یاران
 
سردم بود كه بیدارشدم…

               بعداز باران خوابم برده بوده…

از كجای قصه ؟…یادم نیست…

.

.

من كجای قصه بودم…نه من نبودم…حقیقتی كه نیست…نسلی كه بدون تاریخچه شرهانی شناسنامه هم نداشتند…همه گریه می كردند…نسل سوخته ماییم…ما…ماسوختیم…بعد از ما همه چیز در خلاء…پس ققنوس كیست؟…

.

.

آخ شكست…لیوان بود…وای دستم…فضای محزون این اتاق به پرت بودن هایم  عادت كرده…

.

.

بگذریم….اینجا ماندنی نیست…ماندنی در كارنیست…

سایه ها را مامن گرفته ایم..پس نور چه؟…

خدایا همه را بخواه…همه چیز را بشور و ببر…راستی روز چندم آبها را آفریدی؟…

.

.

باریدن گرفتم از جایی كه درون رگهایم جاری شدی…مهدی جان…دردت بجانم…پس تو كجایی؟

ورژنهای جدید ظلم در راهند… تو كجایی؟… درون سینه ی از ما بهترینها می تپی؟…

.

.

چقدر گرم است…تمام این هزیان ها از تب زیادیست…

.

آهان داشتم می گفتم…خدایا…همه را بخواه هم چیز را بگیر و بشور و ببر…مرا در خلاءبگذار …اما تو باش…

و دیگر اینكه چشمانم را به حبیبم ادركنی

 

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

loading...
ورزشي
Xبستن تبليغ
ورزشي
Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي