لاچین سیر
تبليغات در تکناز

مطالب امروز

اس ام اس عاشقانه(۶)

اس ام اس عاشقانه(۶)

آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :”تنهایی”


دست بر شانه هایم میزنی تا “تنهایی” م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی


بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه “تنهایی” ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد

به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از “تنهایی” است

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست “تنهایی” ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

اس ام اس عاشقانه تنهایی زیباترین اس ام اس های مهر ماه ۸۹ قشنگترین اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه جدید بسیار زیبا اس ام اس تنهایی

در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و “تنهایی” / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی


وفای اشک را نازم که در شبهای “تنهایی” ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم .

باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ، ساختم با درد”تنهایی” مگر تقدیر چیست ؟


من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه “تنهایی” من شاد بمان

نرو تنهام نزار با درد و غم هام / اگه چه دلخوری از خیلی حرفام / به قرآنی که از سایش گذشتم / به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام


تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ، تورا به روز اول بار دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه ، تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به “تنهایی” روز رفتنت ، تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر


آنگاه که “تنهایی” تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !


تو تو عشق من ، امید من بودی / تو میراثی از دل تنگم بودی / تو رفتی و من ماندم و “تنهایی” / تو دفتر خاطرات قشنگم بودی

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل “تنهایی” مان


زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از “تنهایی” ، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز


در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل “تنهایی” مان


هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، “تنهایی”


در غریبانه ترین لحظه ی “تنهایی” خود ، چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج میزند به تو خواهم بخشید ، تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی


غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای “تنهایی” من باشی

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم ، گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید مگر ، “تنهایی” ، “تنهایی” ، “تنهایی”


می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی ، می بینی که چه صدای خرد شدن دست های خزان شده اش در دست های “تنهایی” کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند ، آه ، پس او چه گوید ؟


ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ، ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که ، من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا ابد غم شبهایم را ، تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ، قانون دنیا “تنهایی” من است و “تنهایی” من قانون عشق است و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض “تنهایی” خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده


شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت “تنهایی” غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل “تنهایی” مان



هرکس به میزانی که “تنهایی” نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است


رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ، وقتی که شکست بغض “تنهایی” من ، وابستگی ام را به تو باور کردم


من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی / ولی بی دوست میمیرم در این مرداب “تنهایی”


وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ، اما دیده ام ناله ی عاشقی در “تنهایی” ، گریان سخن می گفت ، می کرد حق حق و بی تابی ، ای کاش می شد اینگونه عاشق شد

عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ، تو باش تا در دنیای بزرگ “تنهایی” ام تنهاترین باشی


بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم “تنهایی” ست

کم نامه ی خاموش برایم بفرست / از حرف پرم گوش برایم بفرست / دارم خفه می شوم در این “تنهایی” / لطفا کمی آغوش برایم بفرست

شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی “تنهایی” ما / مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ، ماهی دور از دریا


بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم / افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم / بیا مثل پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های “تنهایی” عادت کنیم

عشق زاییده ی “تنهایی” است و “تنهایی” نیز زاییده ی عشق


آنگاه که “تنهایی” تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده

کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، “تنهایی” بهترین همدم اوست


شمع و پروانه و بلبل همه جمع اند ، بی رحم ، بیا رحم به “تنهایی” من کن

دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت ، طبیعت زیباست ، نه به زیبایی حقیقت ، حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی ، جدایی سخت است نه به تلخی “تنهایی”


هر قطره اشک نشان دل شکستگی است ، هر سکوت نشان “تنهایی” است ، هر لبخند نشان مهربانی است ، هر پیام نشانی از دل تنگی من برای تو است

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت “تنهایی” م را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد

تحمل “تنهایی” بهتر از گدایی محبت است


درد غریبیست “تنهایی” و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد


گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان