فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

صفات و ویژگى هاى على بن موسى(ع)

مجموعه : دینی

گوشه هایى از صفات و ویژگى هاى على بن موسى(ع)

از امام موسى بن جعفر(ع) روایت شده كه به فرزندانش مى فرمود: این برادر شما، على، دانشمند آل محمد(ص) است. از او درباره دین خود بپرسید و آنچه را به شما مى گوید حفظ كنید، كه من بارها از پدرم جعفر بن محمد(علیه السلام) شنیدم كه به من مى فرمود: «داشمند آل محمد از تو زاده مى شود و نامش هم نام على بن ابى طالب(ع) است و اى كاش من او را درك مى كردم.» ابراهیم بن عباس صولى گوید: هرگز ندیدم چیزى از امام رضا(ع) پرسیده شود و او پاسخش را نداند و در زمان و عصر او كسى را داناتر و آگاه تر از او نیافتم. همو مى گوید: هرگز ندیدم ابوالحسن (ع) كسى را با سخن خود ناراحت كند و هرگز سخن كسى را قطع نمى كرد. هیچ گاه – در صورت قدرت و توانایى – حاجت كسى را رد نمى كرد. هرگز پاى خود را در برابر همنشینش نمى گشود و در نزد او بر جایى تكیه نمى داد. هرگز صداى آن حضرت به قهقه بلند نمى شد، بلكه خنده آن حضرت فقط تبسم بود. حضرت(ع) همواره همراه غلامان بر سر یك سفره مى نشست و مى فرمود: هیچ كس را بر دیگرى برترى نیست مگر به تقوا و اطاعت از خداوند. یكى از همراهان حضرت در سفر امام(ع) از مدینه به خراسان چنین مى گوید: با حضرت رضا(علیه السلام) در سفر خراسان همراه بودم. حضرت با تمام خدمتكاران و غلامان بر سفره واحدى مى نشست. روزى به حضرت عرض كردم: فدایت شوم بهتر است سفره بندگان و خدمتكاران را جد فرمائید. امام فرمود: ان الله تبارك و تعالى واحد و الام واحد و الاب واحد و الجزاء بالاعمال; خداى تبارك و تعالى- كه خداوند همه ما است- یكى است و همه از یك پدر و مادر هستیم و كیفر و پاداش همه بواسطه اعمال است، پس جدایى در طعام چرا؟ حضرت(ع) در پاسخ مردى كه به وى گفت بود «به خدا سوگند، تو بهترین مردمانى» فرمود: قسم نخور! هر كس از من متقى تر باشد و خداوند را از من بهتر بندگى نماید از من بهتر است. سخنانى از امام رضا(علیه السلام) قال الرضا(علیه السلام) لا یكون المؤمن مؤمناً حتى یكون فیه ثلاث خصال: سنة من ربه و سنة من نبیة و سنة من ولیه ; فاما السنة من ربه فكتمان السر، و اما السنة من نبیه فمداراة الناس و اما السنة من ولیه فالصبر فى البأساء و الضراء:

تا كسى سه خصلت در او نباشد مؤمن نیست; سنتى از پروردگارش و سنتى از پیغمبرش و سنتى از ولى و امامش; پس سنتى كه از پروردگارش باید داشته باشد راز پوشى است و سنتى كه از پیغمبرش باید داشته باشد مدارا كردن با مردم است و سنتى كه از امامش باید بیاموزد شكیبایى كردن در شدت و سختى است.([1])

لیست العبادة كثرة الصوم و الصلاة و انما العبادة فى التفكر فى الله عبادت به زیادى نماز و روز نیست، همانا به زیادى تفكر در آثار خداوند است.([2])

دوست هر انسانى عقل اوست، و دشمن هر انسانى، نادانى اوست

فضیل بن یسار از امام(ع) روایت كرده كه گفت: ایمان برتر است از اسلام، و تقوا برتر است از ایمان، و یقین برتر است از تقوا و به بنى آدم چیزى بهتر و برتر  از یقین عطا نشده است.

حدیث سلسلة الذهب امام در حركتش از مدینه به خراسان به شهر نیشابور رسید مردم زیادى به استقبال امام(ع) شتافتند و از امام درخواست كردند تا آنها را با حدیثى از پدران خود خشنود سازد. امام(ع) فرمود: پدرم از پدرش و او نیز از پدرش…تا على(علیه السلام) و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نیز از خداوند متعال نقل فرمود كه: لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابی; لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هركس در این حصار وارد شود از عذابم محفوظ است. امام چند قدمى حركت كردند و سپس برگشت و فرمود: بشرطها و انا من شروطها، به شرطهاى آن و من از جمله شرطهاى آن هستم([3]). مقصود امام(علیه السلام) از شرطها، اعتراف به این واقعیت است كه حضرت رضا(ع) مانند پدرانشان از سوى خدا امام و حجت است و اطاعتش بر همه واجب است. امام و امامت از دیدگاه امام رضا(علیه السلام) عبدالعزیز بن مسلم گوید: موقعى كه حضرت رضا(ع) تازه به مرو آمده بود من خدمت آن حضرت رسیدم و موضوع امامت را كه مورد اختلاف بسیارى از مردم بوده و در پیرامون آن گفتگو مى كردند به خدمتش عرض كردم. حضرت تبسم كرد و سپس فرمود: اى عبدالعزیز، مردم نفهمیده اند و فریب خورده اند ; زیرا خداوند عزوجل پیغمبرش را قبض روح نفرمود تا دین را برایش كامل كرد و قرآن را ـ كه بیان هر چیزى را از حلال و حرام و حدود و احكام و كلیه نیازمندى هاى بشر در آن است ـ نازل فرمود و امامت را اكمال دین قرار داد و پیغمبر(ص) رحلت نفرمود تا براى امتش معالم دینشان را بیان فرمود و راهشان را، كه راه حق است، روشن گردانید و على(علیه السلام) را به پیشوایى منصوب فرمود و چیزى از احتیاجات امت را فرو گذار نكرد. در این صورت كسى كه معتقد باشد خداوند عزوجل دینش را كامل نكرده است كتاب خدا را رد كرده است و آنكه كتاب خدا را رد كند بدان كافر گشته است. آیا مردم قدر و منزلت امام را در میان امت مى شناسند تا تعیین و انتخاب امام به اختیار آنان گذاشته شود؟ مقام امامت بسى بزرگتر و شأنش عظیم تر و مكانش عالى تر و عمقش ژرف تر از آن است كه مردم با عقول خود بدان رسند، یا با آراى خود آن را درك كنند و یا به میل و اختیار خود امامى را انتخاب كنند; زیرا منصب امامت مقام شامخى است كه خداوند عزوجل آن را پس از نبوت و خلت در مرحله سوم به حضرت ابراهیم(ع) اختصاص داد و فضیلتى است كه او را بدان مشرف نمود و نامش را بلند گردانید، آنجا كه مى فرماید: انى جاعلك للناس اماما و قال و من ذریتى قال لا ینال عهدى الظالمین([4]); من ترا براى مردم امام و پیشوا قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من هم امام مى شوند خداوند فرمود: عهد و پیمان من به ستمكاران نمى رسد (از فرزندان تو آنهایى كه ستمكار باشند لایق امامت نیستند). پس این آیه تصدى مقام امامت را براى ستمكاران و ظالمان تا روز قیامت باطل نمود و آن را در میان برگزیدگان و پاكان نهاد. سپس خداوند ابراهیم را گرامى داشت و امامت را در اولاد پاك و برگیزده او قرار داد و فرمود: ووهبنا له اسحق و یعقوب نافلة كلاً جعلنا صالحین و جلعنا هم ائمة یهدون بأمرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلواة و ایتاء الزكوة و كانوا لنا عابدین;([5]) و اسحاق و سپس یعقوب را به او بخشیدیم و همه را صالح و شایسته نمودیم و آنها را امامانى قرار دادیم كه به امر ما رهبرى كنند و انجام كارهاى نیك و همچنین خواندن نماز و دادن زكات را بدان ها وحى كردیم و آنان را از پرستش كنندگان ما بودند. بنابر این امامت همیشه در فرزندان (پاك و برگزیده) او بود تا این كه خداى تعالى آن را به پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) ارث داد و فرمود: ان اولى الناس بابراهیم اتبعوا و هذا النبى و الذین آمنوا و الله ولى المؤمنین ([6]) همانا سزاوارترین و نزدیكترین مردم به ابراهیم كسانى هستند كه از او پیروى كرده و به این پیامبر ایمان آورده و از او پیروى كنند و خدا ولى مؤمنان است. پس امامت مخصوص آن حضرت بود و او به دستور خداى تعالى آن را به عهده على(علیه السلام) گذاشت و سپس در میان فرزندان برگزیده او كه خداوند به آنان علم و ایمان داده است جارى گشت…. سپس امام رضا فرمود: امامت زمام دین و مایه نظام مسلمین و موجب صلاح دنیا و عزت مؤمنان است. امامت ریشه نمو كننده اسلام و شاخه بلند آن است. امام حلال و حرام خدا را مى داند و در اجراى حدود اهلى قیام مى كند و از حریم دین دفاع مى كند و مردم را با حكمت و پند و موعظه نیكو و برهان قاطع به راه پروردگار دعوت مى نماید. امام مانند خورشید طالع و درخشانى است كه نورش گیتى را فرا گیرد و افقى است كه دستها و دیدگان بدان نرسد. امام امین خدا در میان خلقش و حجت  او است بر بندگانش و جانشین او است و مردم را به سوى خدا دعوت مى كند. امام یگانه روزگار خویش است. كسى با او همطراز نباشد و هیچ دانشمندى با او برابرى نكنند…. پس كیست كه بتواند به مقام معرفت امام برسد و یا امكان اختیار و انتخاب امام را داشته باشد؟ آیا گمان مى كنند كه امام را در غیر خاندان رسالت مى توان پیدا كرد؟ به خدا كه خودشان را گول زده اند و بیهوده اى را آرزو كرده اند و از نردبان لغزنده اى بالا رفته اند. سپس امام(ع) به استناد به آیات قرآن كریم به این مطلب اشاره مى كند كه بعد از آنكه پیامبر كسى را به عنوان امام معرفى كرد، طبق نص صریح قرآن، كسى را نرسد كه با آن به مخالفت برخیزد.([7]) و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى الله و رسوله امراً ان یكون لهم الخیرة من امرهم. على بن موسى الرضا فرمود: ایمان بر چهار ركن استوار است: توكل بر خدا، رضا به قضاء الله، تسلیم امر و فرمان خدا و واگذارى كارها به خدا. سپس فرمود بنده صالح گفت: افوض امر الى الله. وامى گذارم كارم را به خدا، پس خداى تعالى او را از مكر مكاران حفظ كرد.  
 
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
Xبستن تبليغ
فوتبال