لاچین سیر
تبليغات در تکناز

مطالب امروز

چرا بعضی مردم به جرمی که مرتکب نشده‌اند اعتراف می‌کنند؟

مجموعه : مجله خبری

مجله‌ی نیویورک مقاله‌ی مفصل و خواندنی‌ای چاپ کرده است با عنوان همین پست. مطلب را با ماجرای فرانک استرلینگ  شروع می‌کند که به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود مدت 18 سال در زندان ماند و اخیراً بالاخره آزاد شده است.

به طور خیلی خلاصه فرانک استرلینگ آدمی بی‌نهایت خجالتی و گوشه گیر بوده که در ماجرای قتلی که هیج ارتباطی به او نداشته ولی فقط چون محل زندگی ‌او نزدیک محل قتل بوده و بعلاوه‌ی اینکه برادر بزرگترش از 3 سال قبل از ماجرای قتل به جرم تجاوز به آن همان زن مقتول در زندان بسر می‌برد، پلیس که هیچ فرد دیگری را به عنوان قاتل پیدا نکرده بود به سراغش رفته و در نهایت از او ویدئویی ضبط کردند که در آن فرانک به قتل آن زن اعتراف می‌کند. فردای آن شبی که ساعت 5 صبحش فرانک در آن ویدئوی کذایی اعتراف می‌کند، فرانک مدعی می‌شود که اعترافش تحت فشار 12 ساعت بازجویی پلیس در اتاقی کوچک و دربسته بوده و او هرگز آن قتل را انجام نداده است. فرانک البته شاهد معتبری هم در زمانی که قتل اتفاق افتاده بوده داشت ولی هیئت منصفه حرف شاهد را رد کرده و به استناد ویدئوی اعتراف، فرانک را مجرم و قاتل می‌شناسد.

یک دهه‌ی پیش، اینهمه تکنولژی استفاده از DNA پیشرفته نبود که از همه‌ی مشکوکین به قتل DNA بگیرند و از درستی  ادعا مطمئن شوند. فرانک 18 سال در زندان ماند؛ بارها درخواستش برای بررسی مجدد رد شد و قاتل اصلی بعد از دو قتل دیگر که دستگیر شد ولی باز هم فرانک آزاد نشد تا همین چند ماه پیش. 

اعتراف گیری توسط پلیس سابقه‌ای دیرینه دارد. قدیم‌ها و تا همین 40-50 سال پیش روش‌های اعتراف گیری شامل شکنجه‌های فیزیکی و جسمانی بود ولی با پیشرفت روانشناسی، دیگر کسی کمتر کتک می‌زند برای اینکه روش‌های روانشناسانه مثل روشی که در مورد فرانک استرلینگ به کار گرفته شد، بهتر کار می‌کند. در امریکا در عرض 20 سال گذشته، 250 مورد اعتراف به جرم مرتکب نشده‌ ثبت شده است که از آن 250 نفر، حداقل 4 نفرشان اعدام  و بسیاری به حبس ابد محکوم شدند.

محققینی که روی این 250 مورد کار کرده‌اند می‌گویند که ریشه‌ی مشکل در روش‌های بازجویی است. موثرترین روش بازجویی در گرفتن اعتراف، از همه مدلش که شامل اعتراف به جرم نکرده هم می‌شود، روش 9 مرحله‌ای “رید” است که فرد متهم را ابتدا ایزوله  می‌کند تا بعد از درونش به اصطلاح حقیقت را بیرون بکشد. به نوشته‌ی این مقاله، همه‌ی مراکز پلیس امریکا از این روش “رید” بهره گرفته‌اند.

و اما جان رید، کسی که این روش بازجویی را ابداع کرد، که بود؟

در سال 1940، جان رید، افسر پلیس ایرلندی الاصل کاتولیک به استعفای خود در اداره‌ی پلیس فکر می‌کرد. اوعلیرغم خشن و سخت بودنش (عضو فوتبال امریکایی دانشگاهشان هم بود) با حمل اسلحه راحت نبود. در دقایق آخر به جای استعفا خواهان انتقال به قسمت تحقیق جنایی در شیکاگو شد. آن زمان درست اواسط انقلاب  تکنیکی  و روش‌های علمی در اداره‌ی پلیس بود.  زمانی بود که شکایات متعدی بر علیه روش‌های بسیار خشونت بار پلیس با متهمین شده بود و پلیس به دنبال بازنگری در روش‌های بازجویی بود.

جان رید کارش را از دستگاه کشف دروغ شروع کرد. در سال 1945 صندلی‌ای ساخت که می‌توانست تکان‌های عصبی شخص نشسته بر رویش را ثبت کند. سال 1947 دستگاه دروغ سنج جدیدی را روش “سئوال‌های کنترل شده” ساخت و در همان سال اداره پلیس را ترک کرد و کمپانی خودش را تاسیس کرد و به تعلیم آنالیست‌های دستگاه دروغ سنج پرداخت. او افراد بسیاری از سازمان سیای امریکا و موساد اسرائیل را تعلیم داد.

با این‌همه مشهورترین روش معروف به “رید” روش بازجویی آرام و به ظاهر مهربان‌ اوست که به گفته‌ی خودش شبیه روش‌ کشیش‌ها و مروجین مذهبی است. دست‌های متهم را می‌گرفت و به آرامی می‌گفت: “من می‌خواهم به تو کمک کنم که حقایقی را که روی سینه‌ی تو سنگینی می‌کند از تو بیرون بیاورم و آرامت کنم.” (به نظر آشنا می‌آید، نه؟!)

جان رید معروف است که با روش ویژه‌ی بازجویی‌اش 300 قاتل را شناسایی کرده است. ولی البته در همه‌ی موارد درست نبوده. مثلا در سال 1955 او از مردی در نبرسکا اعتراف گرفت که زنش را کشته و در نتیجه به حبس ابد محکوم شد ولی بعد از 33 سال قاتل اصلی کشف شد.

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد

جالب و دیدنی


فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان