لاچین سیر

جواب غیر قابل انتظار

مجموعه : داستان

ک خانم معلم ریاضی که به یک پسر 7 ساله بنام آرنو ریاضی یاد می داد …ازش پرسید: آرنو اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

بعد از  چند ثانیه آرنو با اطمینان گفت :4 تا!

معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح وآسان رو داشت (3).

خانم معلم ناامید شده بود. او فکر کرد “شاید بچه خوب گوش نکرده است”

او تکرار کرد آرنو: خوب گوش کن آن خیلی ساده است تو می تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی. اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

آرنو که در قیافهء معلمش ناامیدی می دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند. برای همین با تامل پاسخ داد ” 4 ” …..

نومیدی در صورت معلم باقی ماند. به یادش اومد که آرنو توت فرنگی رو دوست دارد. او فکر کرد شاید آرنو سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی تونه تمرکز داشته باشه.

در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشمهای برق زده پرسید: آرنو اگرمن به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت آرنو؟

معلم خوشحال بنظر می رسید آرنو با انگشتانش دوباره حساب کرد .هیچ فشاری در آرنو وجود نداشت.

ولی یک کم درخانم معلم بود. او موفقیت جدیدی برای آرنو می خواست

آرنو با تامل جواب داد ” 3 “
حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از آرنو پرسید: اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

آرنو فوری جواب داد “  4″ !

خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطو آرنو چطور؟

آرنو با صدای کم و با تامل پاسخ داد: “برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم “!!!

نتیجه اخلاقی: اگر کسی جواب غیر قابل انتظاری به سوال ما داد ضرورتا آن اشتباه نیست شاید یه بعدی از آن را ابداً نفهمیدیم!!
 
 
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد