a

خنده بازار طنز آخر هفته (8)

خنده بازار طنز آخر هفته (8)

یه سوال دارم ، اینکه میگن سی و دو بار غذاتونو بجوین رو کی رعایت کرده ؟

والا ما اومدیم رعایت کنیم ۱۷-۱۸ بار جویدیم داشت حالمون بهم میخوردخنده بازار طنز آخر هفته (8)

انگار با گوشت کوب له کردی غذارو یه استکان آبم قاتیش کردیخنده بازار طنز آخر هفته (8)

.

.

.

دختره پدرش ایرانیه مادرش آلمانی … تمام عمرش آلمان بوده

عین بلبل فارسی حرف میزنه انگار ۴۵۶ سال تو ایران بوده

حالا دختره از ایران ۶ ماه میره خارج !

حرف که میزنه آدم میخواد با خاک انداز یه ۷ امتیازی بذاره تو صورتشخنده بازار طنز آخر هفته (8)

لحجش عوض شده ! شینش میزنه ، سینش میزنه ، ت دسته دارش هم میزنه !

.

.

.

هنوزم که هنوزه ، هستند کسایی که وقتی میخوای بری بیرون

میـپـرسن: ” کجا !؟ “

و بلافاصله بعد از شنیدن جواب ” میــــرم بیرون “

از جانب شما قانع شده و به آرامش خاصی میرسندخنده بازار طنز آخر هفته (8) !

.

.

.

از تاکسی که پیاده شدم یه پیرزنه هم با من پیاده شد

زمزمه میکرد که “حالا چطوری از خیابون رد بشم “

آقا ما هم حس جوانمردیمون زد بالا ، حواسمو جم کردم که خلوت بشه

برگشتم به پیرزنه بگم آروم با من بیا ، دیدم نیستش

 دور و برم رو نیگا کردم دیدم اونطرف خیابونه داره گوله میره !خنده بازار طنز آخر هفته (8)

[واقعی]

.

.

.

خیلی دوست دارم یکی بهم بگه “قدر این روزاتونو بدونید”

بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا؟

نشون بده با دست!

.

.

.

خدایا

آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم ، تقدیر من است

یا تقصیر من !؟

.

.

.

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش …

اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند !

 

.

.

.

امروز تو ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بغل دستم

کف دستش میخاره میگه پول داره میاد …

گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن …

کفه پاش میخاره میگه پول داره میره …

اصلا ۱%به ذهنش نمیرسه که حموم بره شاید درست شه….

.

.

.

پیر شدن این نیست که :

نشونه ی پیری در ظاهرتون پیدا بشه ….

هر زمانی که از درون احساس شادی نکردید ؛

اون موقع دارید پیر میشید … !!!

.

.

.

دانشجوی ارشد دانشگاه تهران تو پایان‌نامش

به عنوان منبع نوشته گوگل دات کام !

.

.

.

فرزندم!

دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ،ادب را از مادرت

.

.

.

– بریم بیرون یه چیزی بخوریم

+ نه من شام درست کردم.

– واسه همین گفتم!

.

.

.

اون تیکه ی آخر پیتزا که سیر شدی و می مونه و خورده نمیشه

همون لعنتیه که روحش وقت گشنگی میاد سراغت !

.

.

.

فامیلمون یه اس.ام.اس فلسفی فرستاده بود؛

نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس.ام.اس خالی براش سند شد.

جواب داد: دنیایی از حرفهای نگفته … مرسی!

ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خداخنده بازار طنز آخر هفته (8)

.

.

.

شبیه معادلات چند مجهولی شده ام ؛

این روزها ….

هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد … !


.

.

.

پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده !؟

.

.

.

ﻋﻤﻪ ﻫﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮﻥ، ﺳﻪ

ﺗﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ

ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮﻫﺎﺷﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.

ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ

ﺗﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﺑﺤﺜﺸﻮﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻪ !خنده بازار طنز آخر هفته (8) )

.

.

.

همیشه باید یکی باشه که سه نقطه ی آخر جمله تو بفهمه !

.

.

.

یه پسری که ماشینbenz داره میره سره قرار با نامزدش !

پسر:عزیزم من یه چیزیو بهت دروغ گفتم و الان میخوام بهت راستشو بگم!

دختر:چیو دروغ گفتی؟ پسر:من ازدواج کردم و ۳ تا بچه دارم!

دختر : اوه بابا ترسوندی منو، فک کردم میخوای بگی benz مالِ خودت نیست!

.

.

.

رفیق دوران مهد کودکم نه تنها ازدواج کردبلکه طلاقم گرفت.
منم هنوز دارم پاندای کنگ‌فوکار دانلود میکنمخنده بازار طنز آخر هفته (8)

.

.

.

دروغگو آدم بدی نیست , چون میداند حقیقت تلخ است

لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود !

.

.

.

یه آدمایی هستن نه میشه درکشون کرد نه میشه ردشون کرد

همینطوری تو زندگیتن…. زل میزنن به آرامشت… !

.

.

.

رو اعصاب تر از اونایی که وقتی از تاکسی پیاده میشن

تازه جیباشونو میگردن که کرایه رو بدن؛

اونایین که بعد دو دقیقه گشتن اسکناس ۵ تومنی میدن!!!

.

.

.

… بالاخره هم قد شدیم …

خدا میداند چه چیزهایى را زیر پاهایم گذاشتم . . .

.

.

.

چند دروغ رایج:

۱:کار که عار نیست!

۲:همه ادما زیبایی خاص خودشون رو دارن!

۳:پول که شخصیت نمیاره!

۴:علم بهتر از ثروته!

۵:فکر کردی چی ، مملکت قانون داره!

۶:تن آدمی شریفست به جان آدمیت, نه همین لباس زیباست نشان آدمیت!

۷:تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی!

۸:پول چرک کف دسته!

۹:پدر مادر بچه هاشون رو به یک اندازه دوست دارن!

۱۰:خدا ادم ها رو برابر آفریده!

۱۱:بچه دختر ، پسرش فرق نداره!

.

.

.

زندگی خیلی بی رحمه…
دیروز نزدیک بود برم زیر یه ماشین مدل پایین !

.

.

.

توجه :

هارد و دسکتاپ هر فرد نشان دهنده شخصیت اوست !

.

.

.

دیشب مهمون داشتیم ، یه بچه ی ۴-۳ ساله هم داشتن!

بچه که چه عرض کنم ، زلزله هفت ریشتری !

از کله ی سحر دارم پس لرزه هاشو جمع میکنم ، هنوز تموم نشده!

والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت

“نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه”!

ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی

میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته !

اصلا نسلِ بامرامی بودیم ….جزغاله شدیم …حیفخنده بازار طنز آخر هفته (8)

.

.

.

ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم

که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد !

.

.

.

یکی میگفت : باید از کنار مشکلات باسرعت عبور کنی و بگی : “میگ میگ”

اما نمیدونست مشکلات نشستن رومون میگن : “انگوری انگوری” !

.

.

.

یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری، به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب میشه!
اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه!!!!

.

.

.

دیشب یه پشه در گوشم ویــز ویــز میکرد ، گرفتمش

خوابوندمش تو ظرف روغن صداش کمتر شد ، روونتر کار میکنه الان !

دیکشنری فارسی به فارسی!

خنده بازار طنز آخر هفته (8)

دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.


کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.


هالک شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند.


گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند.


بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.


دانشگاه: یک دوره چهارساله که … چیز بیشتری یادم نمی آید.


مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.


خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.


منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.


بکاپ: کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به فنا رفته است.


جلسه دفاع پایان نامه: هنر انتقال اطلاعات دانشجو از طریق پاورپوینت و توجه اساتید داور و راهنما، بدون عبور از ذهن هر دو.


شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد. (می تواند پول، قیافه و یا شهرت باشد.)


رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر


کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب


عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.


راز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید.


جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.


قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد.


ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟


شاهد: فردی که ابتدا قسم می خورد که حقیقت را، تمام حقیقت را، و نه چیزی جز حقیقت را بگوید و سپس شروع به تعریف داستانی می کند که وکیل از او خواسته است.


خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون


لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است.


فهرست خرید: لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید.


مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.


فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز.


طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ


تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند.


پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.


روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون


بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.


پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.


پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.


کمک های خارجی: انتقال پول از مردم فقیر در کشورهای ثروتمند به افراد ثروتمند در کشورهای فقیر.


آنتیک: وسیله ای که اجداد شما خریده اند و پدر و مادر شما خود را از شر آنها خلاص کرده اند و حالا شما دوباره برای خرید آن، پول گزافی پیاده می شوید.


مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج


قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.


و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.


سیاست: هنر تقسیم کیک تولد، به گونه ای که هر کس احساس کند بزرگ ترین قطعه را صاحب شده است.


لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.


صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید.