فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

پای حرف های بازیگر مشهور ایرانی و دخترش + عکس

پای حرف های بازیگر مشهور ایرانی و دخترش + عکس

اشتباه بزرگ هر بازیگری این است که گمان کند می تواند جای هنرپیشه دیگری باشد. بازیگر سینمای و تلوزیون ایران ، مجید مظفری می گوید همواره به دخترم گفته ام هیچ کسی نمی تواند جای فرد دیگری باشد و خوشحالم که دخترم نیکی این را متوجه شد و چقدر خوب است همه بازیگران ما این موضوع را دریابند.


به گزارش تکناز : او تمام این سال ها جای خودش بود، همان مجید مظفری که کشتی آنجلیکا، تنوره دیو، سگ کشی، مسافران، در مسیر تندباد، جنگ نفت کش ها و….را بازی کرد.


در سینما سال های خوبی را سپری کرد آنقدرکه پشیمان کنار گذاشتن سینما نیست و می گوید هر وقت نقش خیلی خوبی پیشنهاد شد، می پذیرم. این روزها بیشتر به تلویزیون و تئاتر می اندیشد و البته کار و نقش خوب. بهانه گفت و گوی ما با این هنرمند سریال <اولین انتخاب> بود که به همراهی دخترش نیکی صورت گرفت.

پای حرف های بازیگر مشهور ایرانی و دخترش + عکس

بیوگرافی مجید مظفری: محل تولد: ایران – تهران ، شهرت علمی و فرهنگی: بازیگر ، دارای مدرک تحصیلی دیپلم و گذراندن دوره دو ساله بازیگری در دانشگاه ون سن پاریس. شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم شهر قصه

ایفای نشق در فیلمهای: شهر قصه (1352) – ترکمن (1353) – زیر پوست شب (1353) – سازش (1353) – ریبه و مه (1354) – همسفر (1354) – جنگ اطهر (1357) – سرخ پوست‌ها (1357) – دانه‌های گندم (1358) – تفنگدار (1361) – عبور از میدان مین (1361) – زخمه (1362) – آوار (1364) – تنوره دیو (1364) – یوز پلنگ (1364) – تیغ و ابریشم (1365) – تشکیلات (1365) – روزهای انتظار (1365) – گل مریم (1366) – کشتی آنجلیکا (1367) – در مسیر تند باد (1367) – فانی (1368)  -ریحانه (1368) – ساوالان (1368) – شهر خاکستری( 1369) – مسافران (1370) – سایه‌های هجوم (1371) – راز خنجر (1371) – بیا با من (1371) – تماس شیطانی (1371) – جنگ نفتکشها (1372) – سه مرد عامی (1372) – آرایش مرگ (1373) – توفان (1375) – جان سخت (1376) – آسمان پر ستاره (1378) – سگ کشی (1379) – قلب‌های نا آرام (فقط کارگردان، 1380) 

آقای مظفری شما را به عنوان بازیگر طنز نمی شناسیم، اما گویا اولین انتخاب نقش طنز، برایتان تجربه خوبی بود؟
نخستین باری که به خودم اجازه دادم وارد این ژانر شوم، تله فیلم شاه کلید به پیشنهاد سامان مقدم بود. خوشبختانه کار موفقی شد و استقبال خوبی از آن به عمل آمد. تلویزیون بارها آن را پخش کرد و مردم هم راضی بودند. دومین کار طنزم سریال میلیاردر بود. این سریال طنز «کمدی موقعیت» بود و فضای اجتماعی داشت تا این که از دفتر خانم تینا پاکروان تماس گرفتند و "نخستین انتخاب" را پیشنهاد دادند. فکر کردم می توانم خودم را در طنز دوباره محک بزنم و به همین دلیل پذیرفتم.


یکی از ویژگی های «اولین انتخاب» این بود که همه عوامل تلاش می کردند مبادا سریال به طرف لودگی برود.اگر احساس می کردیم سکانس به طرف لودگی می رود آن را تعدیل می کردیم چون همه می خواستیم یک طنز فاخر تولید کنیم.

اتومبیلی که با آن آمدید برایم آشنا است. گویا در سریال هم مورد استفاده قرار گرفته است؟


این اتومبیل من است و اجازه خواستند که با آن کار کنند. در سریال ماشین یکی از دامادها است.
سال گذشته پس از ۲۰ سال، تئاتر کار کردید و با «رویاهای رام نشده» به صحنه بازگشتید
دوست داشتم از وقتی در سینما کار نکردم تا زمانی که بخواهم برگردم، در یک فضای بهتر و بازتر تئاتر کار کنم.یکی دوبار هم برای تئاتر دورخیز کردم اما متاسفانه کارهایی نبود که من را راضی کند که پس از مدت ها روی صحنه بروم، تا این که این نمایش به من پیشنهاد شد، آن هم توسط دخترم نیکی. او هم بازی می کرد و هم مسئولیت تولید بر عهده اش بود. وقتی گروه را دیدم متوجه شدم نگاه نیکی درست بود، چون
بازیگران را می شناخت، در جریان فضای کار هم بود و از طرفی نوع کار من را هم می شناخت. پیشنهاد را قبول کردم، گروه خوبی بودند. اعضای گروه علاوه بر این که تلاش کردند هر کدام کارشان را درست انجام دهند دقت داشتند؛ بقیه هم بی عیب و نقص کار کنند و این برایم بسیار مهم است. گروه خیلی صمیمی بودند، کمتر پیش می آید یک گروه قبل از اجرا برای هم آرزوی موفقیت کنند و این بسیار انگیزه بخش است. خوشحالم که بگویم قرار شد هر سال بهمن و اسفند با همین تیم تئاتر کار کنیم.

این برای تعداد دیگری از هم نسلان شما نیز اتفاق افتاده است. کارتان را از تئاتر شروع کرده اید سپس وارد عرصه تصویر شدید و بعد هم تئاتر را کنار گذاشتید و حالاپس از سال ها دوباره به صحنه بازگشتید. دلیل این اتفاق را در چه می دانید؟


این هم تقصیر تئاتر است و هم تقصیر خود بازیگر، وقتی روی صحنه تئاتر هستید همان لحظه با تماشاگر ارتباط برقرار می کنید و این برای بازیگر خیلی لذت بخش است.
بازیگران خودبین هستند مثلاً اگر عکس شان را در یک استادیوم ۱۰۰ هزار نفری نشان دهید وقتی آن را ببینند اول به دنبال خودشان هستند. زمانی که هنرپیشه روی صحنه می رود می خواهد خودش را به نمایش بگذارد البته به بهانه یک نقش! بنابراین سعی می کند آن نقش را بهتر اجرا کند تا بتواند توانایی هایش را درست نشان دهد. تئاتر به بازیگر کمک می کند توانایی هایش را نشان دهد و این لذت بخش است. تئاتر خصلت های خوبی دارد مثلاً خاصیت دورهم جمع شدن، این باعث می شود هنرمندان بیشتر به هم نزدیک شوند و به این دلیل تئاتر به قول معروف بیشتر به بازیگر می چسبد تا این که برود جلوی دوربین یک سکانس بازی کند و بعدش هم تمام.
 این اتفاق در عرصه تصویر کمتر می افتد. و این نسل شما را بازیگرتر کرده است.

 

خانم نیکی مظفری دقیقاً نظر شما چیست؟


خواهش می کنم بین نسل جدید و قدیم مرز نگذارید. هنرمندان و بزرگان هنری قابل ارزشگذاری نیستند اما باید پذیرفت در آن مقطع زمانی، مخاطب آن طیف را می پسندید الان یک طیف دیگر، اما باز هم معتقدم بین نسل جدید و قدیم نباید تقسیم بندی شود.
شما توسط یک پدر هنرمند تربیت شده اید و به همین دلیل است که به راحتی تئاتر بازی می کنید اما برخی از همسالان شما مایل هستند در عرصه تصویر باشند و به تئاتر علاقه ای ندارند.
درست است، یکی از دلایلی که اصرار داشتم در آن تئاتر بازی کنم گروه خوب بود. تیمی که
بازیگران باتجربه در کنار جوانان قرار گرفتند. ما نسل جدیدی ها از آنها تجربه یاد می گیریم. پدر ۲۰ سال از تئاتر دور بودند و حالاکار کردند، خوب همین جوان تر ها این توضیحات را دادند.


مجید مظفری: البته این نکاتی که نیکی می گوید در ارتباط با بچه های تئاتر است. بله، بسیاری از جوان ها الان به تئاتر دلبستگی دارند و بازی می کنند و هستند که این کار را نمی کنند و شناخت درستی نسبت به این هنر ندارند اگر شناخت داشته باشند مسلماً بازی می کنند. حالاچه چیزی باعث می شود که آن ها تئاتر بازی نکنند؟

شاید وقت مطالعه ندارند یا از نظر اقتصادی به ضررشان است، شاید گمان می کنند یک تئاتر بازی می کنند، دوماه تمرین، یک ماه اجرا، بعد ممکن است یک هزار نفر تماشاگر داشته باشند در صورتی که یک تله فیلم بازی می کنند چند برابر دستمزد می گیرند و مخاطب بیشتری هم دارند. این افکار و نظرات وجود دارد اما به نظرم اشتباه است. اگر بازیگر بخواهد موفق تر شود و جایگاهی را پیدا کند به نظرم آن تئاتر است که می تواند کاری کند که آن بازیگر به هنرمند واقعی تبدیل شود. یک بازیگر می تواند به یادماندنی باشد و همه هنرپیشه هایی که می توانند به یادماندنی باشند کسانی هستند که تئاتر کار کرده اند. در خارج از کشور هم می بینیم که بزرگترین هنرپیشه هایی که می توانند بابت یک فیلم دستمزد خوب بگیرند از این پول می گذرند و تئاتر کار می کنند. گاهی یک سال وقتشان را برای تئاتر می گذارند تا آن ماندگاری را حس کنند، اما کسی که تئاتر را نشناسد برایش جذابیت ندارد طوری که مایل نیست حتی تئاتر ببیند.

خانم مظفری آیا شما در عرصه هنری فعال هستید؟


از بچگی همیشه همراه پدر بودم اما از چند سال گذشته برایم جدی شد. به بازیگری علاقه مند هستم و از سال گذشته بطور جدی وارد این عرصه شدم و در تئاتر «رویاهای رام نشده» بازی کردم و در حال حاضر هم سریال «بچه های نسبتاً بد» را در نوبت پخش دارم. فعالیت پشت صحنه هم داشتم از جمله تولید و طراحی صحنه و لباس.

آقای مظفری شما چقدر دخترتان را راهنمایی می کنید؟
برای یک هنرپیشه، هنر مثل دانشگاهی است که راهرویی دارد و در این راهرو اتاق های مختلفی هست که دانشجو باید سری به این اتاق ها بزند تا کم کم جلو برود و پیشرفت کند. استادان دانشگاه کمک می کنند که دانشجو در هر اتاق چقدر زمان بگذارد و چه چیزهایی یاد بگیرد، حالادیگر بستگی به آن دانشجو دارد که چقدر استفاده کند. ممکن است من به کسی راهنمایی کنم که ۶ ماه اول را ادبیات ایران بخوان. ۶ ماه دوم ادبیات اروپا را مطالعه کن یا مکاتب هنری بخوان و… شاید هم کسی تمایل نداشته باشد. خوشبختانه نیکی هر راهنمایی که کردم انجام داده و به حرفم گوش کرده و وقت گذاشته است. علاقه و انگیزه خوبی داشت. او متوجه شده که فرد باید یاد بگیرد. یادم نمی آید تا ۵ سال پیش نیکی به من بگوید می روم تئاتر ببینم اما حالاهفته ای ۲ یا ۳ شب نمایش می بیند و با بازیگرانی که روی صحنه هستند همذات پنداری می کند. کنکاش دارد و از وقتش درست استفاده می کند. من نمی توانم از کسی بازیگر بسازم بلکه خودش باید توانایی و انگیزه داشته باشد. نمی شود از کسی که هنری برای عرضه ندارد
بازیگر ساخت.

شما سال ها پیش فیلم سینمایی قلب های ناآرام را ساختید و چند سالی هم دفتر فیلمسازی تصویرگران آستان هشت را داشتید که برای تلویزیون چندین کار تولید کردید اما گویا این دفتر بسته شد؟


این دفتر بسته شد. دلیلش هم نوع برخورد تلویزیون بود. چند قرارداد با تلویزیون دارم که یکطرفه فسخ کرده یا به تعهداتش عمل نکرده است. شاید هم من اشتباه کردم و ساختم اما از نظر مالی بی نتیجه ماند. من از مدیران تلویزیون انتظار داشتم که عملکرد بهتری داشته باشند. با این رسانه صادقانه برخورد کردم.هرگز نخواستم از طریق تهیه کنندگی تجارت کنم. مثلاً من از تلویزیون بابت ساخت سریال طلب دارم که تسویه حساب نکردند و اقساط را هم به صورت بدی پرداخت کردند. من ۴۲ میلیون تومان برای نگارش سفره ایرانی پرداخت کردم اما بی نتیجه ماند.

راستی از سریال سفره ایرانی چه خبر؟


شبکه دو یک قسط داده و بقیه را نداده و اصلاحاتی به فیلمنامه وارد شده که الان با نویسنده ها اختلاف نظر دارم. چون شبکه گفت ۵ قسمت اول مشکل دارد و نویسنده ها هم می گویند چرا از اول نگفتند. آن ها می خواهند تسویه حساب انجام شود. در واقع نه تلویزیون با من راه می آید و نه نویسنده های سریال. هنوز روی نگارش با تلویزیون مشکل داریم چون بودجه را پرداخت نمی کنند در حالی که این سریال می تواند اثر خوبی بشود.

اولین انتخاب کار طنزی است و لحظات خنده دار دارد اما شما چه کردید که این پدر در کنار طنز بودن، ساده لوح جلوه نکند؟


در زندگی روزمره هر کدام ما از اتفاقات طنز پیش می آید، در صورتی که ممکن است با آن موضوع کاملاً عصبانی برخورد کنیم. تنها کاری که کردم از این بخش نگذشتم.اگر حادثه ای در داستان می توانسته طنز داشته باشد من به آن بخش کمدی توجه کردم. بخش هایی هم بوده که طنز نداشته و کاملاً جدی است، مثلاً زمانی که این شخصیت سرکار است. در این بخش هم سناریو کمک کرد. یکی از موفقیت های این نقش از نظر خود من همین است که طنز و جدی را در کنار هم دیده است.

چرا شما سال هاست که از سینما دور هستید؟


دلیل این دوری فیلم خوبی مثل «سگ کشی» است. حضورم در این فیلم توقع مردم و خودم را به جایی برد که دیگر نه مردم می پذیرفتند که من در فیلم های پسردختری بازی کنم ونه خودم دلم می خواست.

و البته فیلم های خوبی هم بازی کرده اید؟


حدود ۴۵  فیلم سینمایی بازی کردم که به جرات می توانم بگویم ۳۰ فیلم در تاریخ سینمای ایران ماندگار شدند. هم از نظر ارزش و هم از نظر فروش، البته در کارنامه ام آثار بد هم هست که کسی قصدش تولید اثر بد نبوده اما خوب از آب در نیامده است و تعدادی هم فیلم تجاری شدند. خدا را شکر بازی من هم در این آثار قابل قبول است. من دوست نداشتم بعد از «سگ کشی» و «وقتی همه خوابیم» وارد سینمایی بشوم که واقعیتش سینمای ملی ما نیست، بلکه سینمای بد کپی برداری شده بچگانه بود ، یکی از ویژگی های بازی شما این است که علی رغم این که در نقش هایتان گریم های سنگینی ندارید اما چهره تان برای مخاطب تکراری نیست.


بله دقیقاً درست می گویید. دلیلش این است که هیچ کدام از کارهای من شبیه به هم نیست. ممکن است «جنگ نفتکش ها» و «کشتی آنجلیکا» به لحاظ فضا و لوکیشن شبیه هم باشند اما نقش های من متفاوت است. یکی از دلایلی که الان وقتی به مردم می گویم ۱۲ سال است سینما کار نمی کنم، تعجب می کنند و گمان می کنند مثلاً من سه سال است کار نمی کنم، چون تلاش کردم همیشه برای مخاطب تازگی داشته باشم. اگر بازیگر به تکرار برسد هم به خودش و هم به سینما لطمه می خورد.

خانم مظفری مصاحبه را شما با یک جمله درباره پدرتان به پایان ببرید.


چه به عنوان پدر و چه به عنوان بازیگر، تکرار نشدنی است.

 

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
فوتبال