فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

«روز واقعه» به روایت هنرمندان

مجموعه : دینی

«نوشته‌ای قوی‌تر از «روز واقعه» درباره‌ی عاشورا نیامده است»

The image “http://img.tebyan.net/big/1388/10/5620831248198311011941319851247255711171.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

با گذشت 16 سال از ساخت فیلم «روز واقعه» توسط شهرام اسدی كه آن‌را با فیلمنامه‌ای از بهرام بیضایی مقابل دوربین برده است هنوز هم این فیلم مهم‌ترین اثر درباره واقعه عاشورا در سینمای ایران محسوب می شود و تعدادی از هنرمندان این فیلم از این تجربه سخن گفتند.

 مشایخی: نوشته‌ای قوی‌تر از «روز واقعه» درباره عاشورا نیامده است

جمشید مشایخی یكی از بازیگران این فیلم، نوشته خوب بهرام بیضایی را علت ماندگاری «روز واقعه» می‌داند و معتقد است: تا به امروز نوشته‌ای قوی‌تر از آن درباره واقعه عاشورا نیامده است.

وی به خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت: جوان مسیحی در این فیلم عظمت كار را درك می‌كند كه بسیاری دیگر درك نكردند و به اعتقاد من اشكالی ندارد كه برای امام حسین(ع) سینه بزنیم اما باید هدف این امام بزرگوار و یارانش را فهمید و دانست و اینكه چرا جاه و مقام را قبول نكرد و در مقابل یزید ایستاد. «روز واقعه» دنبال نشان دادن این موضوع و رسیدن به حقیقت است.

این بازیگر ادامه داد: نقشم را در فیلم خیلی دوست داشتم و با این‌كه كوتاه بود اما به عظمت آن علاقمند بودم.

 شایسته: «روز واقعه» خالصانه ساخته شد

مرتضی شایسته تهیه‌كننده این فیلم هم معتقد است: موقعی كه متنی قوی باشد و بازیگران و اهل سینما حس كنند كار خوب و جزو آثار ماندنی می شود همه می‌آیند و قبول می‌كنند. در «روز واقعه» هم از تمام تجربیات موجود و حرفه‌ای سینمای ایران و تلویزیون استفاده كردیم و در واقع گلچینی از كسانی كه در كارهای تاریخی مانند

«امام علی(ع)» و «سفیر» تجربه داشتند دعوت به كار كردیم و همه هم پذیرفتند و بدون هیچ درخواستی اعلام آمادگی ‌كردند.

وی ادامه داد: متن «روز واقعه» نوشته بهرام بیضایی به لحاظ مفهوم، محتوا و آن درون‌مایه قوی كه دارد، می‌شود توسط كارگردان‌های دیگر و با كست متفاوتی ساخته شود و با توجه به وضعیت امكانات و تكنولوژی موجود امروز سینما كه با آن هنگام قابل قیاس نیست حتا می‌توان با بازیگران مطرح خارجی كار كرد و با دید جهانی فیلم را ساخت و شاید اگر امروز كسی بخواهد «روز واقعه» را بسازد به خود بهرام بیضایی بیش از هر كس دیگر فكر كند تا با آن ساخته شود.

شایسته علت ماندگاری «روز واقعه» را استفاده از عوامل حرفه‌ای و خلوص آنها دانست و به ایسنا گفت: این كار مخلصانه ساخته شده و مردم با آن ارتباط برقرار می‌كند و اگر بارها هم پخش شود مردم می‌بینند و حتا همین حس را در لبنان مشاهده كردم. اثر سینمایی اگر با نیت خوب ساخته شود آن اثرگذاری را درون قلب‌ها می‌گذارد و این اتفاق با این فیلم افتاده و هم‌چنان شاهد آن هستیم.

شایسته علت ماندگاری «روز واقعه» را استفاده از عوامل حرفه‌ای و خلوص آنها دانست و گفت: این كار مخلصانه ساخته شده و مردم با آن ارتباط برقرار می‌كند و اگر بارها هم پخش شود مردم می‌بینند و حتا همین حس را در لبنان مشاهده كردم. اثر سینمایی اگر با نیت خوب ساخته شود آن اثرگذاری را درون قلب‌ها می‌گذارد و این اتفاق با این فیلم افتاده و هم‌چنان شاهد آن هستیم.

انتظامی:«روز واقعه» تاثیرگذار است

عزت‌الله انتظامی دیگر بازیگر این فیلم هم در گفتگو با ایسنا گفته است: تاثیرگذاری «روز واقعه» به حدی بوده كه تا كنون كمتر فیلم یا سریال تلویزیونی به این زیبایی توانسته اثر گذار باشد. این فیلم با وجود ضعف‌هایی كه به لحاظ پرسوناژی دارد اما تنها فیلمی است كه روز عاشورا را با قصه‌ای بسیار قشنگ ترسیم می‌كند.

وی یادآور شد: روزهای عاشورا و تاسوعا از كودكی تا به حال در یاد همه ما ‌مانده و خواهد ماند و به محض اینكه نام امام‌ حسین (ع) می‌آید یك دگرگونی كلی در روحیه و زندگی آدم ایجاد می‌شود. خود من روز عاشورا نمی‌توانم در خانه بنشینم و حوصله هیچ كاری را هم ندارم جز اینكه بیرون بروم و مراسم عزاداری امام‌ حسین (ع) را ببینم.

شجاع‌نوری: «روز واقعه» برای خوشایند كس دیگری ساخته نشد

«روز واقعه، زمانی ساخته شد كه فرمان ساخت فیلم‌های مذهبی به این شكل هنوز صادر نشده بود.»

علیرضا شجاع‌نوری ـ بازیگر نقش اصلی روز واقعه – نیز در سال 81 در جلسه‌ی نقد و بررسی فیلم «روز واقعه» ‌گفته بود: این فیلم، برای خوشایند كس دیگری ساخته نشده و هیچ كس برای استفاده از مزایای كار مذهبی در این فیلم كار نكرد، تنها عشق، در این میان محرك اصلی بود و این فضای حاكم بر گروه فیلم روز واقعه بود كه فیلم را مانایی بخشیده است.

وی یادآور شد:من وقتی به گروه تولید پیوستم كه همه كارها انجام شده بود و بالطبع زمانی برای تحقیق حول و حوش شخصیت عبدالله نداشتم. حتی فرصتی برای دیالوگ با كارگردان، بنابراین با ایده مسیح و اینكه عبدالله دارای همان حس و نگاه بشود به شخصیت عبدالله نزدیك شدم.

وی افزود: البته در این بین علاوه بر آشنائی‌های عمومی خود از واقعه عاشورا و مطالعات قطعات ادبی و حتی هایكوهای ژاپنی از جانب من، راهنمایی كارگردان نیز در ملموس درآمدن این نقش مثمر ثمر بود.

شجاع‌نوری در خصوص صحت تاریخی شخصیت عبدالله گفته بود: شاید وقایع فیلم به دلایل دراماتیك از لحاظ وقوع زمانی دستخوش تغییرات شده باشد، اما بی‌شك واقعیت داشته است. در روایات تاریخی نیز هستند كسانی كه دیر به كربلا رسیدند یا نصرانی‌ای كه به قصد كمك به سمت كربلا حركت می‌كند.

وی درباره احساسات خود به عنوان یك مخاطب گفت: در زمان‌های مختلف احساسات مختلفی را تجربه كرده‌ام، اوایل خجالت می‌كشیدم اما اكنون با توجه به گذر زمان و از بین رفتن آن ارتباط، از بازی در چنین فیلمی احساس رضایت می‌كنم.

شجاع نوری، همچنین مشكل‌ترین مرحله تولید فیلم را یافتن لوكیشن‌ها ذكر كرده و افزود: با توجه به كویری بودن فیلم، آقای اسدی نزدیك به دو سال را صرف گشت و گذار در نواحی مختلف ایران برای یافتن لوكیشن‌های مناسب برای اولین فیلم كردند در نهایت فیلمبرداری در حوالی چهارشهر ساوه، بافق، یزد و كرمان انجام شد.

در بخش‌های پایانی فیلم‌نامه روز واقعه آمده است:

میدان. ظهر. بیرون جا

شبلی از سوی دیگر دود درمی‌آید و به دیدن آنچه می‌بیند مبهوت می‌ماند. عرصه‌ای است بزرگ كه گرداگرد آن را سپاه دشمن گرفته‌اند. غبار و دود چون چتری بر سر میدان است. در میانه‌ی میدان سواران خود و زره‌پوش تیغ بر كف، دشمن‌وار در تاخت و تازند. یك‌سو از خیمه‌ها دود و ناله بلند است و یك‌سو سوارن كودكان وحشت‌زده‌ی گریزان را دنبال می‌كنند كه فریادشان از درد و سوگ و تشنگی است. از میان شمشیر زنانی كه با تیغه‌ی خونبار میانه‌ی میدان برپیكری دیده نشدنی خم شده‌اند دسته‌ای كبوتر خونین بال به هوا می‌رود.

شبلی از ضرب گذاشتن جمازه‌ای به زمین می‌افتد و در همین حال دست زنی با آستین سبز وارد تصویر می‌شود و به او پیاله‌ای آب می‌دهد. شبلی چشم می‌گشاید و نور چشمانش را می‌زند.

فریادهای اذان ظهر از سرگروهی جمازه‌ها. شبلی نیم‌خیز می‌نگرد؛ یك سو زنان سوگواری می‌كنند و كاه بر سر می‌ریزند، یك‌سو گهواره‌ای در آتش است، یك‌سو پیكره‌هایی بر آنها تیر و زوبین نشسته ، یك‌سو كودكان ریسمان بسته‌ی بی‌تاب را تازیانه‌زنان می‌دوانند و یكی خندان مشكی آب بر زمین خالی می‌كند، یك‌سو حجله‌ای می‌سوزد، یكی سپاهی تیره‌پوش دو دست بریده را چنان می‌گرداند كه همه ببینند، و هلهله می‌كند. شبلی در نور خورشید ناگهان سری را بر نیزه می‌بیند پیش آفتاب؛ چنان كه دمی آفتاب را می‌پوشاند و صلیبی بر آسمان می‌بندد. شبلی از تابش نور خیره می‌شود و صدایش به لرزه می‌افتد ـ

شبلی: بی شمشیر به چه كاری آمدم؟ ـ( از جگر فریاد می‌زند) اگر نباید به وقت می‌رسیدم، چرا مرا خواندی؟

و از پا در می‌آید.

همان‌جا. عصر. بیرون جا

شبلی چشم می‌گشاید. حالا منظره‌ای دیگر است؛ آسمان تیره. نور غروب از میان ابرها به میدان كج تابیده. پیكره‌ها را سفید كشیده‌اند. اسبهای بی‌سوار تیر نشسته، اینجا و آنجا به دنبال سوار خود می‌گردند. یك‌سو اسیران را رج كرده‌اند و می‌برند؛ برخی را در هودج برجمازه‌ها و برخی پیاده، سلسله‌ی زنجیر بر پایهایشان. بانگ ناله همه جا را پوشانده. سواران با تازیانه در رفت و آمدند. از آن سوی بیابان گروهی بر سر زنان برای تدفین مردگان می‌آیند. اسبی را كه شبلی از بدویان گرفته بود اینك به سوی او می‌آید. شبلی ، در برابر خورشید غروب ـ دیده و ندیده ـ قامت زنی را می‌بیند در برابر خود در زنجیر ایستاده.

زن: برگرد ای جوانمرد و خبر ما را ببر!

خانه‌ی زید . عصر . بیرون جا

راحله بر بام رو به افق ایستاده است. آن سوی خانه‌ها بیابان پیداست و از آن سواری میاید و از آمدنش خاك بلند است. سوار، با راندن به سوی شهر، پشت نخستین خانه‌ها ناپدید می‌شود. راحله برمی‌گردد و به سوی زنانی می‌نگرد كه بر بامها رشته‌های نخ تابیده و پارچه‌ها را رنگ می‌كنند؛ نگران و گوش به زنگ. ناگهان از كوچه سر و صدای تاختن اسب می‌شنود، در حیاط خانه ، سه برادرش را می‌بیند كه به سوی در می‌دوند، و نیز زید را كه فریاد می‌زند.

زید: شبلی!

راحله از بام به زیر می‌دود.

گذر و میدان . روز . بیرون جا

بسیاری هراسیده پس می‌دوند؛ شبلی به میدان می‌رسد و خود را به سكو می‌رساند و عَلم سبز را به دست می‌گیرد؛ كنجكاوان پیش می‌دوند و گردش را می‌گیرند. راحله دوان دوان در گذر به سوی میدان می‌دود؛ از سه برادرش می‌گذرد كه پیشتر از او رسیده‌اند، و از پدرش می‌گذرد كه پیشتر از برداران رسیده است؛ به جمع مبهوت می‌رسد كه رنگ باخته خبری را شنیده است و باور نكرده است. به پای سكو می‌رسد و سرانجام به شبلی كه روی سكو از تجسم آنچه دیده زبانش بند آمده، و صداهایی چون ضجه‌های بریده بریده درمی‌آورد.

شبلی او ـ به بالاترین ـ جائی رسید ـ كه بشری ـ رسیده. او را ـ در نینوا ـ به صلیب كشیدند. (راحله را می‌بیند و اشكش می‌غلتد ) او ـ با من ـ حرف زد !

راحله ( رنگ پریده ) كجا رفتی و چه دیدی؟ بگو شبلی، حقیقت را چگونه یافتی؟

تصویر به سوی شبلی می رود؛ هنوز ضربه خورده از آنچه دیده؛ به سختی در تقلا، و ناتوان از یافتن واژه‌هایی در خور

شبلی: من ـ حقیقت را ـ در زنجیر دیده‌ام . من ـ حقیقت را ـ پاره پاره ـ بر خاك دیده‌ام . من ـ حقیقت را ـ بر سر نیزه ـ دیده‌ام

«روز واقعه» با بازی بازیگرانی چون عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، علیرضا شجاع‌نوری، محمدعلی كشاورز، لادن مستوفی، ژاله علو و مرحوم مهدی فتحی ماجرای عبدالله جوان «نصرانی» تازه مسلمان شده‌ای است كه در روز عروسی خود با راحله، ندایی می‌شنود كه «كیست كه مرا یاری كند؟» عبدالله پس از چند بار شنیدن آن صدا، منقلب شده و مجلس عروسی را ترك می‌كند. عبدالله به جستجوی صدا برمی‌آید. آن هم در حالی كه برادران متعصب راحله ترك مجلس عروسی را توهینی به خود دانسته و در پی‌اش روان می‌شوند.عبدالله در طول مسیرش با اتفاقاتی روبه‌رو می‌شود و به نشانه‌هایی برمی‌خورد كه نشان دهنده این است كه امام حسین(ع) می‌دانسته او در جستجوی صدایی كه به یاری‌اش می‌طلبد می‌رود. عبدالله به تاخت بیابان‌ها را طی می‌كند و خود را به صحرای كربلا می‌رساند. منتها وقتی به كربلا می‌رسد كه عصر روز عاشورا است.

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
فوتبال