لاچین سیر
تبليغات در تکناز

مطالب امروز

زندگی دوگانه نیکی کریمی!!

زندگی دوگانه نیکی کریمی!!

FunShad.com | بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان

 

سه فیلم روی پرده، بازی در دو فیلم، افتتاح نمایشگاه عکس، ترجمه یک رمان جدید و ساخت یک فیلم دیگر. مشغله‌های جدید خانم بازیگر به نفع چهره بازیگری او بود یا به ضرر آن؟

نیکی کریمی حالا نزدیک به سه دهه است که در عرصه بازیگری سینمای ایران حضوری فعال دارد. نگاهی گذرا به کارنامه او در این سال‌ها نشان می‌دهد که این بازیگر حالا کهنه کار، انتخاب‌های متنوعی داشته و کارنامه او حرکت سینوسی داشته و هیچ گاه به شکل مطلق رو به افول نرفته است. کریمی که حالا چند روزی هم از سالروز تولدش می‌گذرد، در این سال‌ها تلاش داشته تا عرصه‌های دیگر سینما را هم تجربه کند که نتیجه آن دستیاری عباس کیارستمی و ساخت یک فیلم مستند و دو فیلم بلند سینمایی بوده. او در کنار این فعالیت‌ها در زمینه عکاسی و ترجمه هم تجربیاتی داشته، آن چه موجب شده او در این شماره زیر ذره بین برود، اکران همزمان سه فیلمش در کنار برپایی نمایشگاه عکس بوده است. در واقع اکران همزمان دو فیلم از او که متعلق به سینمای بدنه است – دو خواهر و ‌آقای هفت رنگ – این ذهنیت را برای بسیاری به وجود می‌آورد که چرا بازیگری مثل نیکی کریمی که دارای موقعیت خاص است به سمت این نوع سینما رفته. اصلا او که به عنوان داور در جشنواره‌های بین‌المللی حضور پیدا می‌کند و می‌خواهد در عرصه‌های مختلف مثل کارگردانی، ترجمه، عکاسی و … فعالیت کند،‌ چه قرابتی با این نوع سینما دارد. در واقع تعدادی می‌گویند کریمی دو وجهه دارد، یک وجهش حضور در فیلم‌های نه چندان موفق و تجاری است که او را از شمایل بازیگر فیلم‌های دهه ۷۰ مهرجویی و حاتمی کیا و میلانی دور کرده است و وجه دیگرش روی روشنفکر نمایانه اوست که‌هایگو ترجمه می‌کند، از طبیعت عکاسی می‌کند، فیلم می‌سازد، دکلمه می‌کند. این ذهنیت همیشه حول و حوش بازیگرانی مثل نیکی کریمی وجود دارد. در این پرونده سعی کرده ایم نگاهی کلی به آثار کریمی با محوریت هه ۸۰ داشته باشیم.

کارنامه دوگانه نیکی کریمی در دهه ۸۰
۱۳۸۰
بازیگری: «نیمه پنهان» تهمینه میلانی
غیر بازیگری: ساخت فیلم مستند «داشتن یا نداشتن» ترجمه «آواز‌هایی که مادرم به من آموخت» درباره زندگینامه مارلون براندو
۱۳۸۱
بازیگری: «دیوانه ای از قفس پرید» احمد رضا معتمدی/ «واکنش پنجم» تهمینه میلانی
غیر بازیگری: داوری جشنواره فیلم تسالونیکی یونان
۱۳۸۲
بازیگری: «باج خور» فرزاد موتمن
غیر بازیگری: داوری جشنواره رن فرانسه/ داوری فیلم خاور میانه (لبنان)
۱۳۸۳
غیر بازیگری: نویسندگی و کارگردانی «یک شب»/ ترجمه رمان «نزدیکی» حنیف قریشی
۱۳۸۴
بازیگری: «بر باد رفته» صدرا عبداللهی/ «پرونده ‌هاوانا» علیرضا رئیسیان/ «ستاره‌ها (جلد ۲:ستاره است)» فریدون جیرانی/ «شام عروسی» ابراهیم وحید زاده/ «نوک برج» کیومرث پور احمد
غیر بازیگری: ترجمه‌هایکوی «نور ماه بر درختان کاج» / داوری جشنواره فیلم دهلی
۱۳۸۵
بازیگری: «سه زن» منیژه حمت / «چند روز بعد» نیکی کریمی
غیر بازیگری: طرح فیلم نامه و کارگردانی «چند روز بعد» / داوری جشنواره فیلم لوکارنو/ داوری جشنواره ریجاویک (ایسلند)
۱۳۸۶
بازیگری: «جعبه موسیقی» فرزاد متومن/ «زن دوم» سیروس الوند/ «زن‌ها فرشته اند» شهرام شاه حسینی
۱۳۸۷
بازیگری: «دو خواهر» محمد بانکی/ «شبانه روز» امید بنکدارو کیوان علی محمدی/ «محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی/ «آقای هفت رنگ» شهرام شاه حسینی/ «بیداری» فرزاد موتمن/ «خیابان بیست و چهارم» سعید اسدی
غیر بازیگری: نمایش فیلم‌های «یک شب»، «داشتن یا نداشتن» و «چند روز بعد» در دانشگاه برکلی/ داوری جایزه ادبی والس/ شرکت در اکسپوی عکس ایران/ داوری جشنواره فیلم هند/ داوری جشنواره فیلم دوبی/ تله تئاتر «خرده جنایت‌های زن و شوهری»
۱۳۸۸
بازیگری: «شکلات داغ» حامد کلاهداری
غیر بازیگری: برگزاری اولین نمایشگاه عکس اختصاصی

عروس آقای هفت رنگ
کارنامه نیکی کریمی در عرصه بازیگری پر بار است اما با چند اما و اگر
نتیجه ۲۰ سال حضور نیکی کریمی در سینمای ایران، بازی در ۳۹ فیلم است. او در دو دهه فعالیت در عرصه بازیگری با کارگردانان مطرحی چون داریوش مهرجویی (پری، سارا، میکس)، ابراهیم حاتمی‌کیا(بوی پیراهن یوسف، برج مینو)، تهمینه میلانی (دو زن، واکنش پنجم، نیمه پنهان)، مسعود کیمیایی (رد پای گرگ، محاکمه در خیابان)، بهروز افخمی (عروس، جهان پهلوان تختی)، کیومرث پوراحمد (نوک برج)، زنده یاد رسول ملاقلی پور(نسل سوخته)، فریدون جیرانی (ستاره است)، علیرضا رئیسیان (پرونده‌ هاوانا)، احمدرضا معتمدی (دیوانه از قفس پرید)، فرزاد موتمن (باج خور، جعبه موسیقی، بیداری)، داریوش فرهنگ (روانی) همکاری داشته است. همبازی، آقای هفت رنگ، خیابان بیست و چهارم، دو خواهر، شبانه روز، زن دوم، زن‌ها فرشته اند، چند روز بعد، سه زن، بر باد رفته، چه کسی امیر را کشت، شام عروسی، هزاران زن مثل من، بازیگر، دختران انتظار، سیب سرخ حوا، باد و شقایق، سایه به سایه، وسوسه دیگر فیلم‌های کارنامه او را تشکیل می‌دهند. او با این کارنامه توانسته بیشترین جوایز داخلی و خارجی یک بازیگر زن سینمای ایران را بگیرد. او در بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم‌های «دیوانه ای از قفس پرید» و «واکنش پنجم» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد و در دوره نهم برای «عروس»، یازدهم برای «سارا» ، سیزدهم برای «پری» و شانزدهم برای «روانی»، هفدهم «دو زن» کاندیدای دریافت این جایزه شده بود. کریمی از جشن خانه سینما هم تندیس بهترین بازیگر اول زن را برای فیلم «دو زن» گرفت و در دوره‌های چهارم (نسل سوخته)، پنجم (نیمه پنهان)، هفتم (واکنش پنجم) و یازدهم (ستاره است) کاندیدای دریافت این جایزه بود. تندیس نخل زرین از جشنواره فیلم آبادان را برای فیلم واکنش پنجم هم می‌توان به افتخارات داخلی کریمی اضافه کرد. اما او در عرصه بین المللی جوایز معتبری برده که از آن جمله می‌توان به جوایز دوره پانزدهم جشنواره سه قاره نانت (سارا)، چهل و یکم سن سباستین (سارا)، بیست و نهم تائورمینا (دو زن) و بیست و پنجم قاهره (نیمه پنهان) اشاره کرد.

از فرش قرمز تا فرش هفت رنگ
یک لحظه چشمانتان را روی هم بگذارید، فکر کنید الان سال ۶۸ است. شما ۱۸ سالتان است و نقش مکمل یک فیلم متوسط با نام «وسوسه» را بازی کرده اید، هیچ کس شما را نمی‌بیند، هیچ کس شما را نمی‌شناسد.
یکهو سال ۶۹ فرا می‌رسد و شما با کلی رنگ و لعاب و تغییر در ظاهرتان می‌شوید عروس فیلم «عروس». عروس که در سال ۷۰ اکران می‌شود، ناگهان و یک شبه به مشهورترین بازیگر ایرانی تبدیل می‌شوید با کلی هوادار و طرفدار. تهیه کننده‌ها برایتان سر و دست می‌شکنند، فیلم نامه‌هاست که به سویتان سرازیر می‌شود ولی شما حواستان هست، نمی‌خواهید مبتذل شوید. عاقلانه رفتار می‌کنید در حالی که هنوز ۲۰ سالتان هم نشده. بعدش «رد پای گرگ» کیمیایی را کار می‌کنید. یک سال صبر می‌کنید تا داریوش مهرجویی سراغتان می‌ٱید و دو شاه نقش «سارا» و «پری» را به شما می‌سپرد و شما هم الحق خوب از عهده اش بر می‌آیید. تازه ۲۳ ساله شده اید ولی سختگیریتان را حفظ کرده اید. نه نه. هنوز زود است. چشم‌هایتان را باز نکنید. حاتمی کیا به سراغ شما آمده است با دو پیشنهاد اساسی؛ «برج مینو» و «بوی پیراهن یوسف». رد کردنی نیست. بازی می‌کنید، خوب هم بازی می‌کنید. هنوز ۲۵ سالتان نشده ولی گزیده کارید. با هفت فیلم درست و حسابی. همه جا تحسین می‌شوید و کلی جا افتاده اید. «سایه به سایه» ژکان متوسط از آب در می‌آید و دیده نمی‌شوید اما خب ژکان است دیگر. روی کسی که «مادیان» ساخته را که نمی‌شود زمین انداخت. «روانی» فرهنگ و «تختی» افخمی و «دو زن» میلانی شما را به عنوان یک ستاره پرفروش تثبیت می‌کند ولی پای فیلم‌های متوسط را به کارنامه بازی‌گری‌تان باز می‌کند. آن وسط‌ها مشکلاتی هم پیش می‌آید و «چهره» سیروس الوند را نمی‌توانید بازی کنید. کنارش «دختران انتظار» و «سیب سرخ حوا» و «میکس» و «بازیگر» را هم بازی می‌کنید. «نسل سوخته» ملاقی پور را هم هنوز ۳۰ سالتان نشده. چشمتان خسته شد. کمی صبر کنید، شما ده سال است بازیگر شده اید، بازیگر که چشمش زود خسته نمی‌شود.
«نیمه پنهان» دومین همکاری تان با تهمینه میلانی است. در این فیلم سرمایه گذاری هم می‌کنید. «هزاران زن مثل من»، ‌«واکنش پنجم» و بعد «دیوانه از قفس پرید» شما را کم کم در نقش یک زن زجر کشیده جا می‌اندازد و به خاطر این دو فیلم آخر سیمرغ فجر را می‌‌گیرید.
در جشن تولد ۳۰ سالگی‌تان با دستیاری و تصویربرداری برای عباس کیارستمی کم کم به فکر فیلم سازی می‌افتید و از همین جا شیب تند بازی گری تان رو به پایین شروع می‌شود. یک مستند می‌سازید، «داشتن یا نداشتن»، ‌آن لا به لا‌ها دست به کار ترجمه هم شده اید. کتاب زندگی نامه «مارلون براندو»، ‌یک مجموعه ‌هایکو و «نزدیکی» حنیف قریشی را هم ترجمه کردید که چند باری چاپ شد. حالا شما کلی فیلم بازی کرده اید، کلی جشنواره رفته اید، کلی جایزه گرفته اید و تازه کلی برای جشنوراه‌ها داوری کرده اید. اعتماد به نفستان بالا رفته، دست خودتان هم نیست.

دیگر دوست دارید کم کاری پیشه کنید و بیشتر سعی دارید فیلم سازی یاد بگیرید. بالاخره فیلم بلندتان را در ۳۳ سالگی می‌سازید، «یک شب»؛ از فیلم استقبالی نمی‌شود. منتقدان هم خوششان نمی‌آید. فیلم به کما می‌رود و شما دلخور می‌شوید. شانس هم به تان روی خوش نشان نمی‌دهد، «باج خور» و «جعبه موسیقی» را که با فرزاد موتمن کار می‌کنید، خوب از آب در نمی‌آید. در فیلم سازی هم بدشانسید. فیلم دومتان «چند روز بعد» هم گرچه امیدوارکننده‌تر است اما اکران نمی‌شود. ولی بر خلاف فیلم‌های مخاطب خاصی که ساخته اید، در دهه چهارم عمرتان سختگیری را به کلی کنار می‌گذارید. ظاهرا هر پیشنهادی را می‌پذیرید و می‌زنید به کار فیلم‌های بازاری‌ای مثل «شام عروسی» و «زن‌ها فرشته اند». فیلم‌هایی مثل «چه کسی امیر را کشت»، «جعبه موسیقی»،‌ «زن دوم» و «شبانه روز» هم شما را نجات نمی‌دهند و امتیازی برایتان محسوب نمی‌شوند. در این چند ساله حسرت یک فیلم درست و درمان را به دل علاقه مندانتان می‌گذارید.
سال ۸۷ کلا بی خیال اعتبارتان می‌شوید و «دو خواهر» را کار می‌کنید و «آقای هفت رنگ» را برای اولین بار با گلزار و عطاران همبازی می‌شوید و با محمود بهرامی. کنارش هم نمایشگاه عکس برگزار می‌کنید و داد بعضی از عکاس‌ها را در می‌آورید. بالاخره شهرت است دیگر، می‌شود خیلی کار‌ها را با آن کرد. وقتی آن فیلمساز قدیمی پا توی کفش حافظ و سعدی می‌کند و این یکی بازیگر نمایشگاه عکس و مجسمه می‌گذارد، چرا شما نکنید؟ راستی قبل از این که چشم‌هایتان را باز کنید، بگویید ببینم چه تان شده؟ چه شد که یکهو تصمیم گرفتید همه اعتباری را که در دهه ۷۰ برای خودتان جمع کرده بودید به باد بدهید. واقعا بازیگر گزیده کار دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ کجا رفت؟

شما روی فرش قرمز کن هم قدم زدید و به عنوان سینماگر و ستاره سینمای ایران، ‌داور افتخاری معتبرترین جشنواره جهان بودید اما آیا وقتی جلوی دوربین عکاس‌ها روی رد کارپت ژست می‌گرفتید، یادتان مانده بود که بازیگر «سارا»، «پری»، «دو زن» و « برج مینو» هستید؟ یا نه، توی ذهنتان داشتید دیالوگ‌های «دو خواهر» را مرور می‌کردید و برای مبلغ قرار داد «آقای هفت رنگ» نقشه می‌کشیدید؟
چشم‌هایتان را باز نکنید. اگر باز کنید، دیگر نیکی کریمی نیستید‌ها؟ پس باز نکنید؟ اول جواب این سوال‌ها را بدهید. کسی جز شما نمی‌داند چرا بعد از ۲۰ سال بازیگری چهلمین فیلمتان باید بشود «آقای هفت رنگ».
راستی چند روزی هم از تولد ۳۸ سالگی تان گذشته. تولدتان مبارک. حالا امید هوادارانتان به «محاکمه در خیابان» کیمیایی است. فکر می‌کنید اتفاق تازه ای بیفتد؟ ای بابا چرا چشم‌هایتان را باز کردید؟ پس من حالا جواب سوال‌هایم را از کی بگیرم؟

 

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان