فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

آیا حاجت از امامان خواستن و توسل به آنها نمودن شرك است؟

مجموعه : دینی
آیا حاجت از امامان خواستن و توسل به آنها نمودن شرك است؟
 
مگر مطلق حاجت خواستن از خلق شرك است؟ اگر چنین باشد پس تمام خلایق مشركند و ابداً موحدی یافت نگردد. اگر حاجت طلبیدن از خلق و تقاضای كمك نمودن از آنها شرك باشد پس انبیاء چرا از خلایق كمك می طلبیدند؟ خوب است برادران اهل سنت قدری در آیات قرآن مجید دقت فرمائید تا كشف حقیقت شود.

به آیات 38 تا 40 سوره نمل توجه نمائید كه می فرماید "قال یا ایها الملاء ایكم یاتینی بعرشها قبل این یاتونی مسلمین – قال عفریت من الجن أنا اتیك به قبل ان تقوم من مقامك و انی علیه لقوی امین – قال الذی عنده علم من الكتاب انا اتیك به قبل ان یرتد الی طرفك فلما راه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربی" (یعنی: جناب سلیمان به حضار مجلس گفت كدام یك از شما تخت بلقیس را پیش از آن كه نزد من آید و تسلیم امر من شود خواهید آورد از آن میان عفریت جن گفت من چنان در آوردن تخت او قادر و امینم كه پیش از آنكه تو از جایگاه (قضاوت) خود برخیزی آن را به حضور آورم – و آن كس كه به بعض از علم كتاب الهی دانا بود (یعنی آصف بن برخیا كه دارای اسم اعظم بود ) گفت كه من پیش از آنكه چشم بر هم زنی تخت را بدینجا آورم چون سلیمان سریر را نزد خود مشاهده كرد گفت این توانائی از فضل خدای من است)

بدیهی است تخت بلقیس با آن عظمت را از منازل طولانی قبل از چشم بر هم زدن نزد سلیمان آوردن كار مخلوق عاجز نیست و مسلم است كه این امری است بر خلاف عادت و جناب سلیمان با علم به این كه این عمل قدرت خدائی می خواهد – از خداوند درخواست آ‌وردن تخت را ننمود. بلكه از مخلوق عاجز تقاضای حاجت و كمك نمود و از حاضرین مجلس خود خواست كه آن تخت با عظمت را برای او حاضر نمایند پس خود این تقاضا نمودن جناب سلیمان از مخلوق عاجز كه كدامیك از شما می توانید با قوه خدا داده به شما این امر را عملی نمائید و تخت بلقیس را قبل از آمدن خودش نزد من حاضر نمائید. می رساند مطلق حاجت خواستن از خلق شركت نمی باشد خداوند دنیا را دار اسباب قرار داده شرك هم امر قلبی است اگر كسی را كه حا جت از او می طلبد خدا و یا شریك خدا نداند ابداً مانعی ندارد تقاضای حاجت از او بنماید.
چنانكه این عمل نزد عموم متداول است كه پیوسته به در خانه زید و بكر و عمرو می روند و تقاضای كمك می كنند بدون آنكه اسم خدا را بر زبان آورند.

پس اگر غریقی در میان دریا فریاد بزند مردم بدادم برسید نجاتم بدهید بدون اینكه نام خدا را ببرد مشرك است؟

اگر اهل سنت شنیده اند شیعیان در گرفتاری ها می گویند یا علی ادركنی – یا حسین ادركنی معنای آن این نیست كه یا علی الله ادركنی – یا حسین الله ادركنی

بلكه چون دنیا دار اسباب است كه ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها آن خاندان جلیل را وسیله و اسباب نجات می دانند و به وسیله آنها توجه به خدای متعال می جویند.

چرا شیعیان مستقلا از خدا طلب حاجت نمی نمایند؟ بلكه به دنبال وسیله و واسطه می گردند؟

طلب حوائج و دفع هموم و غموم نسبت به ذات یگانه خداوند محفوظ است.

ولی قرآن مجید كه سند محكم آسمانی است ما را هدایت می نماید كه با وسیله باید به درگاه با عظمت او رفت چنانچه د ر آیه 39 سوره مائده می فرماید: "یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغو الیه الوسیله" (یعنی ای اهل ایمان از خدا بترسید (و به وسیله اولیا حق) توسل جوئید به خدای متعال) یعنی با وسیله به درگاه با عظمت او بروید تا به نتیجه كامل برسید.

ما شیعیان آل محمد را مستقل در حل و عقد امور نمی دانیم بلكه آنها را عباد صالحین و واسطه فیض از مبدء فیاض می دانیم و توسل ما به آن خاندان جلیل بر حسب دستور رسول اكرم(ص) می باشد.

رسول اكرم در بسیاری از اخبار امر فرموده كه برای نجات از مهالك متوسل به عترت و اهل بیت من شوید.

اكابر علماء اهل سنت از قبیل ابونعیم اصفهانی در نزول القرآن فی علی و حافظ ابوبكر شیرازی در مانزل من القرآن فی علی و امام احمد ثعلبی در تفسیر خود نقل می نمایند كه مراد از وسیله در آیه شریفه عترت و اهل بیت پیغمبرند چنانچه اخبار بسیاری از رسول خدا(ص) در این باب رسیده.

و ابن ابی الحدید معتزلی كه از اشراف علماء شما می باشد در ص 79 جلد چهارم شرح نهج البلاغه خطبه حضرت صدیقه كبری فاطمه زهرا(س) را در قضیه غصب فدك در حضور مهاجر و انصار نقل نموده كه در اول خطبه بی بی مظلومه اشاره به معنای این آیه می فرماید به این عبارت "و احمد الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات و الارض الیه الوسیله و نحن وسیلته فی خلقه" (یعنی: حمد می كنم خدای را كه از پرتو نور عظمتش بندگی می كنند اهل آسمانها و زمینها و هدف تمام وسائل ذات اقدس او است و مائیم وسیله در میان خلق"

از جمله دلائل متقنه بر جواز تمسك و توسل و پیروی آل محمد و عترت طاره از اهل بیت رسالت حدیث شریف ثقلین است كه با سند صحیح از شیعه و سنی به حد زیاد رسیده كه رسول اكرم(ص) فرمود "ان تمسكتم به لن تضلو بعدی" (یعنی اگر تمسك به آن جوئید هرگز گمراه نشوید بعد از من)

حدیث ثقلین را آخر فصل دوم صواعق محرقه ذیل آیه چهارم از باب 11 پس از اینكه اخبار از ترمذی و امام أحمد بن حنبل و طبرانی و مسلم نموده گوید "اعلم ان لحدیث التمسك بالثقلین طرقا كثیره وردت عن نیف و عشرین صحابیا" (یعنی بدانید برای حدیث تمسك بثقلین (عترت طاهره و قرآن مجید) طرق بسیاری می باشد كه نقل گردید از زیاده از بیعت نفر از اصحاب)

سپس گوید اختلافی در طرق حدیث است در بعضی از گویند در حجة الوداع در عرفات و در بعضی طرق گویند در مدینه در مرض موت در وقتی كه حجره پر بود از صحابه و در بعض آنها است در غدیر خم و در بعض آنها بعد از برگشتن از طائف بوده. پس از آن خود اظهار نموده گوید منافاتی در این اختلافات نمی باشد و مانعی ندارد كه در تمام این امكنه (كه ذكر گردیده) رسول اكرم(ص) این حدیث را تكرار نموده باشد برای اثبات عظمت شان قرآن كریم و عترت طاهره.

در اینجا به بعضی از كتاب های اهل سنت اشاره می كنم تا صحت حدیث ثقلین را بدانند.

مسلم بن حجاج در ص 122 جلد هفتم صحیح و ابی داود در صحیح و ترمذی در ص 307 جزء دوم سنن و نسائی در ص 30 خصائص و امام احمد بن حنبل در ص 13 و 17 جلد سیم و ص 26 و 59 جلد چهارم و ص 182 و 189 جلد پنجم مسند و حاكم در ص 109 و ص 148 جلد سیم مستدرك و حافظ ابو نعیم اصفهانی در ص 355 جلد اول حلیة الاولیاء و سبط ابن جوزی در ص 182 تذكره و ابن اثیر جزری در ص 12 جلد دوم و ص 147 جلد سوم اسد الغابة و حمیدی در جمع بین الصحیحین و رزین در جمع بین الصحاح الستة و طبرانی در كبیر و ذهبی در تلخیص مستدرك و ابن عبد ربه در عقد الفرید و محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول و خطیب خوارزمی در مناقب و سلیمان بلخی حنفی در باب 4 ینابیع الموده و میر سید علی همدانی در مودة دوم از مودة القربی و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و شبلنجی در ص 99 نور الابصار و نورالدین بن صباع مالكی در ص 25 فصول المهمه و حموینی در فرائد السمطین و امام ثعلبی در تفسیر كشف البیان و سمعانی و ابن مغازلی شافعی در مناقب و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب اول در بیان صحت خطبه غدیر خم و در ص 130 كفایت الطالب ضمن باب 62 و محمد بن سعد كاتب در ص 8 جلد چهارم طبقات و فخر رازی در ص 18 جلد سیم تفسیر ضمن آیه اعتصام و ابن كثیر دمشقی در ص 113 جلد چهارم تفسیر ضمن آیه مودت و ابن عبد ربه در ص 158 و 346 جلد دوم عقد الفرید و ابن ابی الحدید در ص 130 جزء ششم شرح نهج البلاغه و سلیمان حنفی در صفحات 18 و 25 و 29 و 30 و 31 و 32 و 34 و 95 و 115 و 126 و 199 و 230 ینابیع المودة بعبارات مختلفه و ابن حجر مكی در صفحات 75 و 87 و 90 و 99 و 136 صواعق به عبارات مختلف و دیگران .

و از دیگر دلائل ما در توسل به اهل بیت رسالت حدیث معتبره سفینه است كه بسیاری از علماء بزرگ اهل سنت تقریبا به حد زیاد نقل نموده اند از قبیل مسلم بن حجاج در صحیح خود و امام احمد بن حنبل در مسند و حافظ ابو نعیم اصفهانی در حلیة و ابن عبدالبر در استیعاب و ابوبكر خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول و ابن اثیر در نهایه و سبط ابن جوزی در تذكرة و ابن صباغ مالكی در فصول المهمه و علامه نورالدین سمهودی در تاریخ المدینه و سید مومن شبلنجی در نورالابصار و امام فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب و جلال الدین سیوطی در درالمنثور و اما م ثعلبی در تفسیر كشف البیان و طبرانی در اوسط و حاكم در ص 151 جلد سیم مستدرك و سلیمان بلخی حنفی در باب 4 ینابیع المودة و میر سید علی همدانی در مودت دوم از مودة القربی و ابن حجر مكی در ذیل آیه هشتم از صواعق و طبری در تفسیر و تاریخ خود و محمد بن یوسف گنجی در باب 100 ص 233 كفایت الطالب و دیگران از اعاظم علمای اهل سنت نقل نموده اند كه رسول اكرم خاتم الانبیاء(ص) فرمود: "انما مثل اهل بیتی فیكم كمثل سفینة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها هلك" (یعنی: جز این نیست كه مثل اهل بیت من در میان شما مثل كشتی نوح است كسی كه سوار بر او شد نجات یافت و كسی كه دوری از او نمود هلاك گردید"

جالب این است كه اهل سنت بدانند كه عمر بن الخطاب در موقع احتیاج و اضطرار با واسطه به سوی خدا می رفت و استغاثه می كرد تا نتیجه می گرفت.

خلیفه مكرر در مواقع احتیاج به اهل بیت رسالت و عترت طاهره آن حضرت می جست و به وسیله آنها به سوی خدا می رفت تا نتیجه می گرفت كه به دو مورد از آن اشاره می كنم:

1.­ ابن حجر مكی بعد از آیه 14 در صواعق محرقه از تاریخ دمشق نقل می نماید كه در سال 17 هجری مكرر مردم برای استسقاء رفتند و نتیجه نگرفتند همگی متاثر و پریشان شدند عمر بن الخطاب گفت هر آینه فردا طلب آب می كنم به وسیله كسی كه حتماً خدا به واسطه او به ما آب خواهد داد صبح فردا كه شد خلیفه عمر نزد عباس عم اكرم رسول الله(ص) رفت و گفت "اخرج بنا حتی نستسقی الله بك" بیرون بیا با ما تا به وسیله تو طلب آب نمائیم از خداوند متعال. جناب عباس فرمود عمر قدری بنشین تا وسیله فراهم نمایم آنگاه فرستاد بنی هاشم را خبر كردند لباس پاك پوشیده بوی خوش استعمال نموده در ‌آن حال جناب عباس بیرون آمد در حالتی كه علی(ع) در جلو او و امام حسن(ع) طرف راست و امام حسین(ع) طرف چپ و بنی هاشم در عقب سرش آنگاه فرمود یا عمر احدی را با ما مخلوط منما پس به همین حال رفتند تا به مصلی جناب عباس دست به مناجات برداشت عرض كرد پروردگارا تو ما را خلق فرمودی و دانا بودی به آنچه ما عمل به آن می نماییم آنگاه عرض كرد "اللهم كما تفضلت علینا فی اوله فتفضل علینا فی آخره" (یعنی: پروردگارا هم چنانكه تفضل فرمودی بر ما در اول امر پس تفضل نما بر ما در آخر آن)

جابر می گوید هنوز دعایش تمام نشده بود كه ابرها حركت و باران بنای به بارین را گذارد و هنوز به منزلهایمان نرسیده بودیم مگر از باران تر شدیم.

و نیز بخاری نقل می نماید كه در زمان قحطی عمر بن الخطاب به وسیله عباس بن عبدالمطلب طلب آب از درگاه حق تعالی می نمود و عرض می كرد "اللهم انا نتوسل الیك بعم نبینا فاسقنا فیسقون" (یعنی: پروردگارا ما توسل می جوییم به تو به عموی پیغمبرت كه به ما باران دهی پس باران به آنها عطا شد)

2. ابن ابی الحدید معتزلی در ص 256 جلد دوم شرح نهج البلاغه (چاپ مصر) نقل می نماید خلیفه عمر با جناب عباس عم اكرم رسول الله(ص) به استسقاء رفتند خلیفه عمر در محل استسقا عرض كرد "پروردگارا ما توسل می جوییم به سوی تو به عم پیغمبرت و باقیمانده از پدرانش و بزرگان از رجال بنی هاشم. پس حفظ فرما مقام پیغمبرت را در عموی او زیرا كه او ما را دلالت نموده به سوی تو كه طلب شفاعت و استغفار نمائیم از درگاه با عظمت تو"

بهتر است اهل سنت داغ تر از خلیفه عمر نباشند كه در وقت دعا و احتیاج و اضطرار عترت و اهل بیت پیغمبر را شفیع قرار می داد و به وسیله آنها از خداوند طلب حاجت می نمود و مورد اعتراض هم قرار نمی گرفت ولی وقتی ما شیعیان آن خاندان طهارت را شفیع قرار می دهیم و به آنها توسل می جوییم به ما اعتراض نموده كافر و مشرك می خوانند. اگر شفیع بودن آل محمد و عترت طاهره به سوی خدای متعال شرك است پس قاطعاَ طبق روایات علمای خودتان خلیفه عمر بن الخطاب اول مشرك بوده و اگر آن عمل خلیفه شرك نبوده بلكه احسن اعمال بوده (چون خلیفه انتخاب نموده) پس حتماً اعمال شیعیان و توسل آنها به آل محمد(س) نیز هرگز شرك نخواهد بود.

پس حتماً باید آقایان از این گفتار خودتان برگردید بلكه استغفار نمائید (كه چنین نسبتی را به شیعیان پاك موحد دادید) تا مغضوب حق واقع نشوید

پایگاه فرهنگی هنری تکناز


با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
Xبستن تبليغ
فوتبال