لاچین سیر
تبليغات در تکناز

مطالب امروز

فاطمه فاطمه است

مجموعه : دینی
فاطمه فاطمه است
 
وارثِ همه‌ی مفاخر خاندانش، وارثِ اشرافیتِ نوینی كه نه از خاك و خون و پول، كه پدیده وحی است، آفریده‌ی ایمان و انقلاب و اندیشه و انسانیت و بافتِ زیبایی از همه‌ی ارزشهای متعالی روح.

اِنا اَعطیناكَ الكوثَر فَصَلِ لِرَبِكَ وَانحَر اِنَّ شانِئَكَ هوَ الاَبتَر.

به تو كوثر را عطا كردیم، پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی كن، همانا دشمن كینه‌توز تو، همو ابتر است.

او با ده پسر، ابتر است، عقیم و بی‌دنباله است، به تو كوثر را دادیم، فاطمه را، اینچنین است كه انقلاب در عمق وجدان زمان پدید می‌آید.

اكنون یك دختر ملاك ارزشهای پدر می شود، وارث همه مفاخر خانواده می گردد و ادامه سلسله‌ی تیره و تباری بزرگ، سلسله‌ای كه از آدم شروع می شود و بر همه‌ی راهبران آزادی و بیداری تاریخ انسان گذر می‌كند و به ابراهیم می‌رسد و موسی و عیسی را به خود می‌پیوندد و به محمد(ص) می‌رسد و آخرین حلقه‌ی این زنجیرِ عدل الهی، این زنجیرِ راستینِ حقیقت، فاطمه است.

آخرین دخترِ خانواده‌ای كه در انتظار پسر بود.

و محمد(ص) میدانست كه دست تقدیر با او چه می كند و فاطمه نیز میدانست كه كیست.

آری در این مكتب، این چنین انقلاب می كنند؛ در این مذهب این چنین زن را آزاد میكنند.

و مگر نه اینكه این مذهب، مذهبِ ابراهیم است و اینان وارثان اویند؟

هیچ جسدی را حق ندارند در مسجد دفن كنند و بزرگترین مسجد روی زمین، مسجد الحرام است. كعبه. این خانه حرم خداست و حریم او، قبله‌ی همه‌ی سجده‌ها، خانه‌ای كه به فرمان او و به دست ابراهیم بزرگ برپا شده است، خانه ای كه پیامبر بزرگ اسلام افتخار رسالتش آزاد كردن این خانه‌ی آزاد و طواف بر گرد آن و سجده به سوی آن است.

همه‌ی پیامبرانِ بزرگِ تاریخ، خادم این خانه‌اند، اما هیچ پیامبری حق ندارد در اینجا دفن شود. ابراهیم آن را بنا كرد و مدفنش آنجا نیست، محمد(ص) آن را آزاد كرد و مدفنش آنجا نیست.

در طول تاریخ بشریت تنها و تنها یك تن از چنین شرفی برخوردار است و خدای اسلام از نوع انسان یكی را برگزید تا در خانه ی خاص خویش در كعبه دفن شود.

كی؟

یك زن، یك كنیز، هاجر.

خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد كه بزرگترین پرستشگاه انسان را، خانه‌ی مرا، كنار خانه‌ی این زن بنا كن و بشریت، همیشه باید بر گرد خانه‌ی هاجر طواف كند.

خدای ابراهیم سرباز گمنامش را از میان این امت بزرگ، یك زن انتخاب می كند، یك مادر آن هم یك كنیز، یعنی موجودی كه در نظامهای بشری از هر فخری عاری بوده است.

آری در این مكتب، این چنین انقلاب می كنند؛ در این مذهب این چنین زن را آزاد میكنند.

این تجلیل از مقام زن است.

و اكنون باز خدای ابراهیم، فاطمه را انتخاب كرده است.

در برخی متون تاریخی تصریح دارد:" پیامبر چهره و دو دست فاطمه را بوسه میداد."

اینگونه رفتار بیشتر از تحبیب و نوازش دختری از جانب پدر مهربانش معنی دارد. پدری دست دخترش را می بوسد، آن هم دختر كوچكش را. چنین رفتاری در چنین محیطی یك ضربه ی انقلابی بر خانواده ها و روابط غیر انسانی محیط بوده است.

چنین رفتاری چشمهای كم سوی بزرگان و سیاستمداران و توده‌ی مردم مسلمان پیرامون پیامبر را به عظمت شگفت فاطمه می‌گشاید و بالاخره چنین رفتاری از جانب پیغمبر به انسانهای همیشه می‌آموزد كه از عادات و اوهام تاریخی نجات یابند.

به مرد می آموزد كه از تخت جبروت و جباریتِ خشن و فرعونیش در برابر زن فرود آید و به زن اشاره می كند كه از پستی و حقارت قدیم و جدیدش كه تنها ملعبه‌ی زندگی باشد به قله‌ی بلند شكوه و حشمت انسانی فراز آید.

این است كه گویی پیامبر نه تنها به نشانه ی محبت پدری، بلكه همچون یك وظیفه، یك مأموریت خطیر از فاطمه تجلیل می كند.

فاطمه، فاطمه است.

دكتر علی شریعتی

پایگاه فرهنگی هنری تکناز


با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان