لاچین سیر
تبليغات در تکناز

مطالب امروز

برخی دانشمندان سنی که شیعه شدند

مجموعه : دینی
تعدادى ازعلما و نخبه گان اهل سنت توانستند زنجیرهاى خود را شكسته واز موانع خفقان تبلیغاتى عبور كنند وخود را به علوم ومعارف مذهب تشیع به عنوان مذهبى با تاریخ ، معارف وفرهنگ خاص خود رسانند وبا مطالعه آن ابرهاى تیره گمراهى از آسمان حقیقت كنار رفته با مشاهده حقانیت تشیع به این مذهب گرویدند و فریاد حق سر داده وخود را پیرو و مبلغ مكتب اهل بیت (ع ) اعلام كنند.

این جریان شامل هزاران روشنفكر ونویسنده قدیم ومعاصرمى شود كه مجال ذكر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اكتفا مى كنیم :

?-علامه شیخ محمّد مرعی, امین انطاكی: فارغ التحصیل جامع الازهر كه در حلب مقام قاضى القضاة را به عهده داشته است .
او داراى موقعیت علمى واجتماعى بوده , كه خداوند متعال او را به پیروى ازمكتب اهل بیت (ع ) هدایت نمود .
او كتابى دارد به نام لماذا اخترت مذهب الشیعه كه چاپ ومنتشر شده است وهمراه با او هزاران نفراز اهالى حلب شیعه شدند.
او در عوامل و اسبابی كه منجر به تمسك به مذهب اهل بیت علیهم السّلام شد می گوید:
اولاً: مشاهده كردم كه علم به مذهب شیعه مجزی است و ذمة مكلف را به طور قطع بری می كند. بسیاری از علمای اهل سنت از گذشته و حال نیز به صحت آن فتوا داده اند …


ثانیاً: با دلایل قوی, برهان های قطع آور و حجت های واضع , كه مثل خورشید درخشان در وسط روز است, ثابت شد حقانیت مذهب اهل بیت علیهم السّلام و این كه آن مذهب همان مذهبی است كه شیعه آن را از اهل بیت علیهم السّلام اخذ كرده واهل بیت نیز از رسول خدا و او از جبرائیل و او از خداوند جلیل اخذ كرده است …
ثالثاً: وحی در خانة آنان نازل شد و اهل خانه از دیگران بهتر می دانند كه در خانه چیست. لذا بر عاقل مدبّر است كه دلیل هایی كه از اهل بیت علیهم السّلام رسیده رها نكرده, و نظر بیگانگان را دنبال نكنند.
رابعاً: آیات فراوانی در قرآن كریم وارد شده كه دعوت به ولایت و مرجعیت دینی آنان نموده است.
خامساً: روایات فراوانی از پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله نقل شده كه ما را به تعبد به مذهب اهل بیت علیهم السّلام دعوت می كند, كه بسیاری از آنها را در كتاب الشیعه و حججهم فی التشیع آورده ام.
2. علامه شیخ احمد امین انطاكی:
او برادر شیخ محمد امین است كه بعد از مطالعة كتاب المراجعات سید شرف الدین عاملی و تدبر و تفكّر در مطالب آن, از مذهب خود عدول كرده, مذهب تشیع را انتخاب نموده است. او نیز در مقدمة كتابش فی طریقی إلی التشیع می گوید: « سبب تشیع من گفتاری است از پیامبر اكرم كه تمام مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «مثل اهل بیت من همانند كشتی نوح است, هر كسی بر آن سوار شد نجات یافت هر كسی از آن سرپیچی كرد غرق شد». ملاحظه كردم كه اگر از اهل بیت علیهم السّلام پیروی كرده و احكام دینم را از آنان اخذ كنم بدون شك نجات یافته ام. اگر آنان را رها كرده و احكام دین خود را از غیر آنان اخذ نمایم, از گمراهان خواهم بود … ».
و نیز می فرماید: « با تمسك به مذهب جعفری, ضمیر و درونم آراشم یافت. مذهبی كه در حقیقت مذهب آل بیت نبوت علیهم السّلام است, كه درود و سلام خدا تا روز قیامت بر آنان باد. به عقیده ام از عذاب خداوند متعال با پذیرفتن ولایت آل رسول علیهم السّلام نجات یافته ام, زیرا نجات جز با ولایت آنان نیست .

3. دكتر محمد تیجانی سماوی:
او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ایام طفولیت , به كشورهای غربی مسافرت نمود, تا بتواند از شخصیتهای مختلف علمی بهره مند شود. در مصر, علمای الزهر از او دخواست كردند كه در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند سازد, ولی قبول نكرد و در عوض سفری كه به عراق داشت, با مباحثات فراوان با علمای شیعة امامیة , مذهب تشیع را انتخاب نمود و الآن در دنیا از مروجین تشیع شناخته می شود و كتابهایی را نیز در دفاع از این مذهب تألیف نموده است.
او در بخشی از كتابش می گوید:« شیعه ثابت قدم بوده و صبر كرده و به حقّ تمسك كرده است … و من از هر عالمی تقاضا دارم كه با علمای شیعه مجالست كرده و با آنان بحث نماید: كه به طور قطع از نزد آنان بیرون نمی آید جز آن كه به مذهب آنان كه همان تشیع است, بصیرت خواهد یافت … آری من جایگزینی برای مذهب سابق خود یافتم و سپاس خداوند را كه مرا بر این امر هدایت نمود و اگر هدایت و عنایت او نبود, هرگز بر این امر هدایت نمی یافتم.
ستایش و سپاس خدایی را سزاست كه مرا بر فرقة ناجیه راهنمایی كرد؛ فرقه ای كه مدتها با زحمت فراوان در پی آن بودم. هیچ شك ندارم هر كس به ولای علی و اهل بیتش تمسك كند به ریسمان محكمی چنگ زده كه گسستنی نیست. روایات پیامبر صلّی الله علیه و آله در این مورد بسیار است, روایاتی كه مورد اجماع مسلمین است. عقل نیز به تنهایی بهترین راهنما برای طالب حق است … آری, جایگزین را یافتم, و در اعتقاد به امیر المؤمنین و سید الوصیین امام علی بن ابی طالب علیه السّلام , به رسول خدا صلّی الله علیه و آله اقتدا كردم و نیز در اعتقاد به دو سیّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از این امّت امام ابو محمّد حسن زكّی و امام ابو عبدالله حسین , و پاره تن مصطفی خلاصة نبوت, مادر امامان و معدت رسالت و كسی كه خداوند عزیز به غضب او غضبناك می شود, بهترین زنان, فاطمة زهراء.
به جای امام مالك, با استاد تمام امامان امام جعفر صادق علیه السّلام و نه نفر از امام معصوم از ذریة حسین و امامان معصوم را برگزیدم .. ».
او بعد از ذكر حدیث « باب مدینه العلم » می گوید: « چرا در امور دین و دنیای خود از علی علیه السّلام تقلید نمی كنید, اگر معتقدید كه او باب مدینة علم پیامبر صلّی الله علیه و آله است؟ چرا باب علم پیامبر صلّی الله علیه و آله را عمداً ترك كرده و به تقلید از ابو حنیفه و مالك شافعی و احمد بن حنبل ابن تیمیه پرداخته اید, كسانی كه هرگز در علم, عمل, فضل و شرف به او نمی رسند؟
آن گاه خطاب به اهل سنت نموده می گوید:« ای اهل و عشیرة من! شما را به بحث و كوشش از حقّ و رها كردن تعصّب دعوت می كنم، ما قربانیان بنی امیه و بنی عباسیم، ما قربانیان تاریخ سیاهیم. قربانی ها ی جمود و تحجر فكری هستیم كه گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند.
او كتاب هایی در دفاع از تشیع نوشته كه برخی از آنها عبارت از: ثم اهتدیت, لأكون مع الصادقین, فاسألوا أهل الذكر, الشیعه هم أهل السنة, اتقوا الله و یا قومنا أجیبوا داعی الله, كه زیر چاپ است.
4. نویسنده معاصر, صائب عبد الحمید :
او شخصی عراقی است كه با سفر به ایران و تحقیقات فراوان, با عنایات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشیع را انتخاب نموده است. او در بخشی از كتاب خود می نویسد: « من اعتراف می كنم بر نفس خود كه اگر رحمت پرور دگار و توفیقات او مرا شامل نمی شد, به طور حتم نفس معاندم مرا به زمین میزد. این امر نزدیك بود وحتی یك بار نیز اتفاق افتاد. ولی خداوند مرا كمك نمود. با اطمینان خاطر به هوش آمدم در حالی كه خود را در وسط كشتی نجات می یافتم , مشغول به آشامیدن آب گوارا شدم و الآن با تو از سایه های بهاری آن گلها سخن می گویم.
بعد از اطلاع دوستانم از این وضع همگی مرا رها نموده به من جفا كردند. یكی از آنان كه از همه داناتر بود به من گفت: آیا می دانی كه چه كردی؟ گفتم: آری, تمسك كردم به مذهب امام جعفر صادق , فرزند محمد باقر, فرزند زین العابدین, فرزند سید جوانان بهشت, فرزند سید وصیین و سیدة زنان عالمیان و فرزند سید مرسلین. او گفت: چرا این گونه ما را رها كردی, و می دانی كه مردم در حقّ ما حرف ها می زنند؟ گفتم: من آن چه رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرموده می گویم. گفت چه می گویی: گفتم: سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله را می گویم كه فرمود: من در میان شما چیزهایی قرار می دهم كه با تمسك به آنها بعد از من گمراه نمی شوید: كتاب خدا و عترتم , اهل بیتم» گفتار پیامبر صلّی الله علیه و آله در حق اهل بیتش كه فرمود: « اهل بیتم كشتی های نجات اند, كه هر كس بر آن ها سوار شود, نجات یابد.»
صائب عبد الحمید كتاب هایی را نیز در دفاع از اهل بیت علیهم السّلام و تشیع نوشته كه برخی از آنها عبارتند از: منهج فی الانتماء المذهبی و ابن تیمیه, حیاته, عقائده و تاریخ الاسلام الثقافی و السیاسی.

5. استاد عبد المنعم حسن:
او نیز از جمله كسانی است كه با مطالعات فراوان پی به حقانیت تشیع برده, او مذهب اهل سنت را رها كرده تشیع را انتخاب می كند. او از جمله كسانی است كه بدون خوف و ترس از كسی , به طور علنی اعتراف به تشیع نموده و مردم را نیز درمصر به آن مذهب دعوت می نماید.
در بخشی از كتاب خود الخدعة, رحلتی من السنة الی الشیعة می نویسد:« در مدتی كه سنی بودم, مردم را به عقل گرایی دعوت كرده و شعار عقل را سر دادم, ولی در میان قوم خود جایگاهی نیافتم و از هرطرفی تهمت ها و شایعات علیه خود شنیدم … و من به خوبی می دانستم كه كوتاه آمدن از عقل یعنی ذوب شدن در پیشینیان و در نتیجه انسان بدون هیچ شخصیتی خواهد بود كه واقع را بر او روشن كند… من هرگز چیزی را بدون تحقیبق و دقت نظر نمی گویم… عقل گرایی من عامل اساسی و تمایلم به سوی تشیع و خط اهل بیت علیهم السّلام و اختیار مذهب آنان بود…»
6. استاد معتصم سید احمد سودانی:
او با مطالعات فراوان در تاریخ و حدیث, به حقانتی مذهب اهل بیت علیهم السّلام پی برده و با رها كردن مذهب خود, تشیع را انتخاب می كند. او در توصیف و وجه نام گذاری كتابش, بنور فاطمه اهتدیت می گوید:« هر انسانی در اندرون خود نوری را احساس می كند كه راهنمای به حق است, ولی هواهای نفسانی و پیروی ازگمان بر آن نور پرده می اندازد, لذا انسان نیازمند تذكر و بیداری است و فاطمه علیها السّلام اصل آن نور است. من آن نور را دائماً در وجود خود احساس می كنم…»
او نیز دربارة نظریة عدالت صحابه می گوید: « عدالت صحابه نظریه ای است كه اهل سنت در مقابل عصمت اهل بیت علیهم السّلام جعل نمودند, و چقدر بین این دو فرق است. عصمت اهل بیت علیهم السّلام حقیقتی است قرآنی و پیامبر صلّی الله علیه و آله نیز بر آن تأكید دارد و در واقع نیز تحقق پیدا كرده است. اما نظریة عدالت صحابه, مخالف قرآن كریم است. همان گونه كه پیامبر صلّی الله علیه و آله نیز تصریح به خلاف آن نموده است, بلكه خود صحابه به بدعت هایی كه در زمان پیامبر صلّی الله علیه و آله نیز تصریح بر خلاف آن نموده است, بلكه خود صحابه به بدعت هایی كه در زمان پیامبر صلّی الله علیه و آله و نیز بعد از آن ایجاد كردند, اقرار نمودند.»
و نیز می فرماید: « من در وجود خود چیزی می یابم و احساس می كنم, كه نمی توانم توصیفش كنم. ولی نهایت تعبیری كه می توانم از آن داشته باشم این كه: هر روز احساس می كنم كه به جهت تمسك به ولای اهل بیت علیهم السّلام در خود قرب بیشتری به خداوند متعال پیدا كرده ام, و هر چه در كلمات آنان بیشتر تدبر می كنم معرفت و یقینم به دین بیشتر می شود. معتقدم اگر تشیع نبود, از اسلام خبری نبود. و هر گاه در صدد تطبیق و پیاده كردن تعلیمات اهل بیت علیهم السّلام در خود بر می آیم, لذت ایمان و لطافت یقین را در خود احساس می كنم.و هنگامی كه دعاهای مباركی را كه از طریق اهل بیت علیهم السّلام رسیده و در هیچ مذهبی یافت نمی شود, قرائت می كنم, شیرینی مناجات پروردگار را می چشم…»[4]
7. وكیل مشهور مصری, دمرداش عقالی:
او از شخصیت های مشهور و بارز مصری است كه در شغل وكالت مدت هاست فعالیت می كند. هنگام تحقیق در یك مسئله فقهی و مقایسة آرا در آن مسئله , فقه و استنباط های شیعة امامیه را از دیگر مذاهب فقهی قوی تر می یابد و همین مسئله فاصله دارد تشیع را در دلش روشن می گرداند, تا این كه حادثه ای عجیب سر نوشت او را به كلی عوض كرده و او را مفتخر به ورود در مذهب تشیع می نماید و آن , این بود كه: وقتی گروهی از حجّاج ایرانی همراه با حدود بیش از بیست كارتن كتاب اعتقادی وارد عربستان می شوند. تمام كتاب ها از طرف حكومت مصادره می شود. سفیر ایران در زمان شاه, موضوع را با ملك فیصل در میان می گذارد . او نیز به وزارت كشور عربستان می نویسد تا به موضع رسیدگی كنند. وزیر كشور دستور می دهد كه تمام كتا بها را بررسی كرده, اگر مشكلی ندارد آن را به صاحبش برگردانند. در آن زمان « دمرداش عقالی » در حجاز به سر می برد, از او خواستند كه این كتاب ها را بررسی كند و در نهایت رأی و نظر قانونی خود را بدهد.او با مطالعه این كتاب ها به حقانیّت تشیع پی می برد و از همان موقع قدم در راه اهل بیت علیهم السّلام می گذارد…»
8. علامه دكتر محمد حسن شحّاته
او نیز كه استاد سابق دانشگاه ازهر است پس از مطالعات فراوان در رابطة با شیعة امامیة پی به حقانیت این فرقه برده و در سفری كه به ایران داشت در سخنرانی خود برای مردم اهواز می گوید:
« عشق به امام حسین علیه السّلام سبب شد كه از تمامی موقعیت هایی كه داشتم دست بردارم.» و در قسمتی دیگر ازسخنانش می گوید: « اگر از من سؤال كنند: امام حسین علیه السّلام را در شرق یا غرب می توان یافت؟ من جواب می دهم كه امام را می توان در درون قلب من دید و خداوند توفیق تشرف به ساحت امام حسین علیه السّلام را به من داده است.»
وی در ادامه می گوید: « 50 سال است كه شیفتة امام علی علیه السّلام شده ام و سالهاست كه هاله ای از طواف پیرامون ولایت امام علی علیه السّلام در خود می بینم.»
9. عالم فلسطینی شیخ محمد عبد العال:
او كسی است كه بعد از مدت ها تحقیق در مذهب تشیع, پی به حقانیّت آن برده, و به اهل بیت علیهم السّلام اقتدا نموده است. در مصاحبه ای می گوید: « … از مهم ترین كتاب هایی كه قرائت كردم كتاب المراجعات بود, كه چیزی بر ایمان من نیفزود و تنها بر معلوماتم اضافه شد. تنها حادثه ای كه مطلب را نهایی كرده و مرا راه ولایت اهل بیت علیهم السّلام رهنمود ساخت . این بود كه: روزی در پیاده رو, رو به روی مغازة یكی از اقوامم نشسته بودم, مغازه ای كوچك بود. شنیدیم كه آن شخص به یك نفر از نوه های خود امر می كند كه به جای او در مغازه بنشیند, تا نماز عصر را به جای آورد. من به فكر فرو رفتم, كه چگونه یك نفر مغازه خود را رها نمی كند تا به نماز بایستد, مگر آن كسی را به جای خود قرار دهد كه بتواند حافظ اموالش باشد, حال چگونه ممكن است كه پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله یك امتی را بدون امام و جانشین رها كند!! به خدا سوگند كه هرگز چنین نخواهد بود…
هنگامی كه از او سؤال شد كه آیا الآن كه در شهر غربت لبنان به سر می بری احساس وحشت و تنهایی نمی كنی؟ او در جواب می گوید: « به رغم این كه عوارض و لوازم تنهایی زیاد و شكننده است, ولی در من هیچ اثری نگذاشته و هرگز آنها را احساس نمی كنم؛ زیرا در قلبم كلام امیر المؤمنین را حفظ كرده ام كه فرمود: « ای مردم هیچ گاه از راه حق به جهت كمی اهلش وحشت نكنید.»
او نیز می گوید:«مردم به خودی خود به دین اهل بیت علیهم السّلام روی خواهند آورد, زیرا دین فطرت است,ولی چه كنیم كه این دین در زیر چكمه های حكومت ها قرار گرفته است.»
و نیز در پاسخ این سؤال كه آیا ولایت احتیاج به بیّنه و دلیل دارد می گوید:« ما معتقدیم كه هر چیزی احتیاج به دلیل دارد مگر ولایت اهل بیت علیهم السّلام , كه دلیل محتاج به آن است…»
و نیز می گوید: « هر كسی كه دور كعبه طواف می كند دانسته یا ندانسته, جبری باشد یا اختیاری یا امر بین الامری در حقیقت به دور ولایت طواف می كند, زیرا كعبه مظهر است و مولود آن , جوهر, و هر كسی كه برگرد مظهر طواف می كند در حقیقت به دور جوهر طواف می كند. »

10. مجاهد و رهبر فلسطینی محمد شحّاده
او كسی است كه هنگام گذراندن محكومیّت خود در زندان های اسرائیل با بحث های فراوانی كه با شیعیان لبنانی در بند زندان های اسرائیل داشت پی به حقانیت شیعه برد و با انتخاب تشیع و مذهب اهل بیت علیهم السّلام از دعوت كنندگان صریح و علنی مردم فلسطین به اهل بیت علیهم السّلام است. اینك قسمت هایی از مصاحبه ای را كه با او انجام گرفته نقل می نماییم:« بازگشت فلسطین به محمد و علی است.» « من آزاد مردان عالم را به اقتدا و پیروی از امام و پیشوای آزاد مردان حسین علیه السّلام دعوت می كنم.»
و نیز می فرماید:« من هم دردی فراوانی با مظلومیت اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله دارم و احساسم این است كه علی بن ابی طالب علیه السّلام حقاً مظلوم بود و این احساس به مظلومیت آن حضرت علیه السّلام در من عمیق تر و ریشه دار تر شده , هر گاه كه ظلم اشغالگری در فلسطین بیشتر شود.
جهل من به تشیع عامل این بود كه در گذشته در تسنّن باقی بمانم. و امیدوارم كه من آخرین كسی نباشم كه می گویم: « ثم اهتدیت»؛ آنگاه هدایت شدم. « رجوع من به تشیع هیچ ربطی به مسئله سیاسی ندارد كه ما را احاطه كرده است. من همانند بقیة مسلمانان افتخار ها و پیروزی هایی را كه مقاومت در جنوب لبنان پدید آورد در خود احساس می كنم, كه در درجة اول آن را « حزب الله» پدید آورد. ولی این بدان معنا نیست كه عامل اساسی در ورود من در تشیع مسائل سیاسی بوده است, بلكه در برگرفتن عقیدة اهل بیت علیهم السّلام از حانب من, در نتیجه پذیرش باطنی من بوده و تحت تأثیر هیچ چیز دیگری نبوده است. راه اهل بیت علیهم السّلام راه حق است كه من به آن تمسك كرده ام». « تشیع من عقیدتی است نه سیاسی». « زود است كه در نشر مذهب امامی در فلسطین بكوشم و از خداوند می خواهم كه مرا در این امر كمك نماید».
« امام قائم آل بیت نبوت علیه السّلام برای ما بركت ها و فیض های دارد كه موجب تحرك مردم فلسطین است. و در ما جنب و جوشی دائمی ایجاد كرده, كه نصرت و پیروزی را در مقابل خود مشاهده می كنیم و فرج او را نزدیك می بینیم ان شاء الله و من با او از راه باطن ارتباط دارم و با او نجوا می كنم و از او می خواهم كه ما را در این موقعیت حساس مورد توجه خود قرار دهد».
« آزاد مردان عالم خصوصاً مسلمانان با اختلاف مذاهب را نصیحت می كنم كه قیام حسین علیه السّلام و نهضت او بر ضد ظلم را سرمشق خود قرار داده و هزگز سكوت بر ظلمی را كه آمریكا, شیطان بزرگ و اسرائیل آن غدة سرطانی كه در كشورهای اسلامی رشد كرده, رو اندازد».
من در كنفرانس ها و جلساتی كه در فلسطین تشكیل می شود و مرا برای سخنرانی دعوت می كنند، در حضور هزاران نفر, تمام كلمات و سخنان خود را بر محور مواقف و سیرة اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله قرار می دهم كه این سخنان سهم به سزایی در تغییر وضع موجود در جامعة فلسطین رابطه با اهل بیت علیهم السّلام داشته, و این روش را ادامه می دهم تا این كه مردم قدر آنان را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن مشیت خداوند به پیروزی برسند…».
زود است كه با مشیّت خداوند با گروهی از برادران مؤمنم مذهب اهل بیت علیهم السّلام را در فلسطین منتشر خواهیم كرد تا این كه زمینه ساز ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی و فرجه الشریف گردد.»
هنگامی كه رئیس علمای ازهر مصر به طور صریح به جهت نشر تشیع و دفاع از آن, او را مورد هجوم قرار داد, در جواب فرمود:« من تنها ( این را ) می گویم: بار خدایا قوم مرا هدایت كن, كه آنان نمی دانند … » سپس می گوید: « من مردود كلامی را كه به زبان جاری كرد: كه جهل و نادانی من نسبت به مذهب شیعه باعث شد كه وارد تشیع شوم و تنها بر این نكته تأكید می كنم كه در حقیقت این جهل به تشیع بود كه مرا در مذهب تسنّن تا به حال باقی گذارد, تا الآن كه به حقانیّت آن اعتراف می كنم.»
11. طبیب فلسطینی اسعد وحید قاسم:
او نیز بعد از مطالعات بسیار در رابطة با شیعه, تشیع را انتخاب نمود و از راه های مختلف در صدد اثبات حقانیت و نشر تشیع بر آمد و در این راه سعی و كوشش فراوان نمود. در مصاحبه ای كه با او انجام گرفته می گوید:« به عقیدة من تشیع همان اسلام است و اسلام نیز همان تشیع.»او نیز تألیفاتی در دفاع از مذهب تشیع دارد كه از آن جمله می توان به ازمة الخلافة و الامامة و آثارها المعاصرة اشاره كرد.
??-نویسنده اهل سوریه سید یاسین معیوف البدرى : كه كتابى به نام یا لیت قومى یعلمون (ایکاش قوم من می دانستند)منتشر نموده است .
??-محدث جلیل القدر ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش :معروف به عیاشى , او قبل از شیعه شدن , از بزرگان علماى اهل سنت بوده , واكنون از بزرگان علماى شیعه امامیه است , او تفسیرى ماثور به نام تفسیر عیاشى دارد.
??- شیخ سلیم بشرى :كه از علماى اهل سنت وجماعت بوده ودوبارریاست جامع شریف الازهر را به عهده گرفته است , میان اووعبدالحسین شرف الدین كه از علماى شیعه است مناظراتى متعدددر گرفت كه در كتابى به نام المراجعات جمع آورى شده واین مناظرات فقهى سبب تشیع شیخ سلیم بشرى گشت .
او در اولین مناظره اعلام كرد كه متعصب نبوده ومى گوید: من تنها جوینده یك گمشده وخواهان یك حقیقت مى باشم , پس اگر حق آشكار شد,مسلما پیروى از حق سزاواتر است , واگر نشد من مانند گوینده این بیتم : نحن بما عندنا وانت بما عندك راض والراى مختلف
(هر یك از ما وشما به آنچه دارد راضى است , هر چند كه آراءمختلف باشد).
این مناظرات بیانگر دانش , بزرگوارى , اخلاق وحقیقت جویى دوطرف بوده ودر پایان مناظرات شیخ سلیم بشرى اعلام مى دارد: پوشیده ها نمایان , حقیقت از مخفى گاه خود ظاهر وروشنایى صبح براى هر بینائى پدیدار گشت , خدا را شكر مى كنم كه ما را به دین خود هدایت وتوفیق عمل در راه خود را به ما عنایت نمودوصلوات وسلام خدا بر پیامبر وآل او باد
ادامه دارد

??-شیخ محمود ابوریه : دانشمند ونویسنده مصرى , كه داراى كتابهاونوآورى هاى فراوانى است , از جمله : اضواء على السنة المحمدیه وكتاب ابوهریره شیخ المضیره

??-احمد حسین یعقوب :با خواندن ماجرای کربلا اشک از چشمان احمد حسین جاری شد و انقلابی عاطفی در وی پدید آمد و این آغازی بود برای کنکاش فکری و مطالعات عمیق و دقیق کتاب ها وی منابع گوناگون را یکی پس از دیگری مو شکافانه قرائت،بررسی و تحلیل نمود و پس از طی سیر و سلوک فکری خویش و دریافت حقیقت با خدای خویش پیمان بست که تا آخرین لحظات حیات خود جایگاه اهل بیت علیهم السلام را پاس داشته و دیگران را به حقیقتی که او بدان دست یافته بود رهنمون باشد و به راستی تا پایان بر این پیمان وفادار باقی ماند.اوكتابهاى النظام السیاسى فی الاسلام , نظریه عدالة الصحابه و الخط السیاسیه لتوحید الامة الاسلامیه را به نگارش در آورده است .
??-نویسنده وخبرنگار سید ادریس حسینى: از مغرب عربى , داراى كتابهاى لقد شیعنى الحسین , الخلافة المغتصبه وهكذا عرفت الشیعه
??- سعید ایوب :داراى كتاب عقیدة المسیح الدجال , او در اول كتابش مى گوید: خود را هنگام تحقیق دیدم , كه چگونه سعى مى كنم حقایق را از زیر آوار بیرون آورده , تا حقیقت در برابر چشم ها وعقل ها آشكار گردد .
این آوار توسط اساتید حقپوش , در طول تاریخ انسانیت بوجود آمده است ! هنگامى كه تبر را به دست گرفته تا دریچه هاى گمراهى را از میان بردارم , وسایل كافى براى انجام این كار در اختیار داشتم
او كتاب معالم الفتن را در دو جلدنوشته است .
??-نویسنده مصرى صالح الوردانى : داراى كتابهاى : الخدعه رحلتى من السنة الى الشیعه حركة اهل البیت (ع ) الشیعة فی مصرعقائد السنة وعقائد الشیعه التقارب والتباعد السیف والسیاسة واهل السنة شعب اللّه المختار دفاع عن الرسول

??- شیخ عبداللّه ناصر از كنیا :او شیعه شد پس از آنكه از بزرگان شیوخ وهابیت بود, ایشان چندین كتاب در این زمینه نوشته است مانند: الشیعة والقرآن , الشیعة والحدیث , الشیعة والصحابه , الشیعة والتقیه والشیعة والامامة .
??- محمد عبدالحفیظ نویسنده مصرى:مولف كتاب لماذا اناجعفرى

??-دانشمند, سخنور ومرد بحث ومناظره جناب سید على بدرى :او پس از شیعه شدن , خدمت بزرگى در نشر مذهب اهل بیت (ع )نموده است , او به دور جهان گشته ومناظره هاى متعددى بر پاكرده است , وبه دنبال آن كتاب بزرگى تحت عنوان احسن المواهب فی حقائق المذاهب را نوشته كه بزودى به چاپ مى رسد.
??-دكتر عصام العماد:شیعه شدنش را هدیه‌ی آسمانی برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم كه پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌ای موج می‌زند و كهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی (ع) و امام حسین(ع) را در مجالس علمی عربستان مشاهده می‌كردم و می‌دیدم ظلم‌های یزد و معاویه توجیه می‌شود ولی به راحتی امامان شیعه نقد می‌شوند

??-عبدالمجیدمحمد فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر.او در مورد علت شیعه شدنش می گوید:دلایل متعددى وجود دارد و فردى كه به دنبال حقیقت است، باید كتاب‏هاى اصیل تاریخى از قبیل تاریخ طبرى، الكامل ابن اثیر، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید و محمد عبدُه و… را كه به وسیله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است، مطالعه كند. علاوه بر این یك دلیل بسیار ساده وجود دارد و آن این است كه در زبان عربى مى‏گویند: «اهل البیت أدرى بما فى البیت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاه‏ترند.» چنان كه صاحب خانه بهتر مى‏داند وسایل و ظروف خانه در كجا قرار دارد؛ اهل بیت نبوت«ع» هم به مسائل و احكام دین آگاه‏ترند؛ البته علماى دیگر هم مسائلى را مى‏دانند؛ ولى همانند اهل بیت«ع» آگاهى ندارند. دلایل بسیارى دارد كه در این مجال كوتاه نمى‏گنجد.
??-محمد سعید دحدوح: از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنت‏حلب بود و پس از خواندن الغدیر با پدرش محمد بشیر و فرزندانشان و به گفته خودش بزرگان شهرستان حلب علنا شیعه شده و از مروجین مذهب شیعه جعفری شدند.

لازم به ذكر است كه حقانیت تشیع باعث گرایش تعداد فراوان از پیروان اهل سنّت و سایر ادیان به این مذهب گردیده و انسانهای پاك نهاد و حقیقت گرا؛ پس از درك حقانیّت شیعه, پیرو این مكتب پویا و مقدس می شوند. و همین عالمان که نام برده شدند با تالیفات خود میلیونها نفر را شیعه کرده اند.
آن چه در این مختصر آورده شد, تنها به عنوان نمونه مطرح گردید

پایگاه فرهنگی هنری تکناز


با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان