فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

آرامگاه داریوش

مجموعه : تاریخ ایران
آرامگاه داریوش
حوالی 6 کیلو متری شمال تخت جمشید حفره ای بزرگ با شیبی بسیار تند قرار دارد که بر سینه وسیع آن نگاره های فراوانی کنده شده که امروزه به آن نقش رستم می گویند. این محل را داریوش برای آرامگاه خود مناسب یافته است. جانشینان پس از او نیز از خشایارشا تا داریوش دوم به تقلید از او آرامگاه خود را در سمت راست و چپ آرامگاه داریوش ساخته اند. ظاهرا" اردشیر دوم بعدها آرامگاه خود را درست با همان معماری نقش رستم در کوه رحمت و فراز شرق صفه تخت جمشید بنا کرد. از این تاریخ به بعد آرامگاه های آخرین شاهان هخامنشی به کوه رحمت منتقل شد که تمامی آن ها از آرامگاه داریوش الگو گرفته اند. آخرین شاه سلسله هخامنشی داریوش سوم موفق به پایان رساندن آرامگاه خود نشد.

آرامگاه داریوش

طرح عمارت سرای آخرین داریوش به واقع نو و کاملا" ابتکاری است و بیننده بی اختیار از خویش می پرسد که براستی وی برای بنای چنین آرامگاهی در دل صخره از چه چیز الهام گرفته است؟

طرح نمای بیرونی آرامگاه و جزییات درونی آن کاملا" ابتکاری است. نمای خارجی صلیب گونه و به ارتفاع 23 متر است. در میان عمارت نمای بیرونی دری است که به درون آرامگاه راه می بردو عرض هر یک از بازوان صلیب 10.90 متر است که از میان صخره بر آمده و بازوی زیرین آن کاملا" صیقلی است. شاید این بازو برای ایجاد نقوش و سنگ نبشته و شاید هم برای ایجاد دشواری در صعود صیقل خورده است. بخش زیرین بازو از نگاره هایی آکنده است که اینک به شرح آن خواهیم پرداخت.
از بخش میانی نمای بیرونی آرامگاه آغاز می کنیم. چهار ستون با سر ستون های کله گاوی سقف افقی و صخره ای ایوان را که چهار تیرک دارد بر دوش گرفته در دو طرف به خاطر عمق کم تر ایوان دو برآمدگی مستطیل شکل عمودی از سقف تا کف امتداد یافته و در وسط در ی به درون آرامگاه باز شده است. پشت در راهرویی است دارای 3 اتاق که یکی از آن ها درست روبروی در ورودی قرار دارد و 2 اتاق دیگر در سمت چپ کنده شده است.

از قسمت راست راهرو می توان دریافت که چرا در تقسیم بندی اتاق ها رعایت تقارن را نکرده اند. ظاهرا" در این سمت سنگ تراش به وضعیتی بر خورده که ادامه تراشیدن دل صخره را به صلاح ندیده است. در هر یک از اتاق ها 3 تابوت پشت سر هم در صخره کنده شده است. از سر پوش گورها فقط قطعاتی بر جای مانده است و تعیین این که چه کسانی می بایستی به همراه داریوش در این گورها دفن می شده اند امروز غیر ممکن است.گورها می تواند برای بستگانی نظیر زنان داریوش و یا شاید برای فرزندانی که مرگی زودرس داشته اند در نظر گرفته شده باشد.

در هر حال با مدارکی که تاکنون به دست آمده است کشف حقیقت ممکن نیست حتی در خود تابوت ها چندان اختلاف و مزیتی دیده نمی شود که بتوان یکی از آن ها را تابوت داریوش انگاشت.

ایوان آرامگاه 18.57 متر است.یعنی کاملا" نزدیک برابر عرض کاخ داریوش در تخت جمشید که دقیقا" 18.60 متر است. با مقایسه ابعاد کاخ با ایوان آرامگاه نتیجه می گیریم که ارتفاع 2 برآمدگی مستطیل شکل یاد شده گوشه های ایوان برابر با ارتفاع کاخ در تخت جمشید(7.52 و 7.63متر) و فاصله ستون های هر 2 بنا درست 3.15 متر است. برابری ابعاد نمی تواند به تصادف باشد. اگر هم ایوان آرامگاه پنجره ای ندارد عرض در ورودی آرامگاه درست با ورودی کاخ برابر است(1.40 .1.385 متر). ظاهرا" قصد داریوش تکرار نمای عمومی کاخ اش در دیواره صخره نقش رستم بوده است. این تکرار و تشابه به ما امکان می دهد تا نمای کاخ داریوش در تخت جمشید را باز سازی کنیم. مثلا" هر چند ستون های کاخ داریوش بر جای نیست ولی می توان آن ها را از روی ستون های آرامگاه باز سازی کرد.

مهم تر از این جزییات فنی اثری است که داریوش می خواهد با این شبیه سازی بر ذهن ها بگذارد. کاخ داریوش در تخت جمشید دفتر کار و مقری بود که از آن امپراطوری بزرگ اش را سازمان می داد و بدین ترتیب آن کاخ سمبلی بود از قدرت اداری و فرماندهی شاه. داریوش با تکرار منظر اصلی کاخ اش در نمای آرامگاه می خواهد از تلفیق قدرت و صولت خاندان اش حتی در خانه خاک نیز چیزی نکاهد. نگاره فراز منظر اصلی به وضوح بر چنین تفکری تاکید دارد: داریوش بر سکویی ایستاده که حاشیه آن با تصویر شیر های افسانه ای تزیین شده است.

این شیرها سر ستون های منظر اصلی آپادانا در تخت جمشید را تداعی می کند. سکویی که داریوش بر آن ایستاده بر دوش نمایندگان 30 کشور قرار دارد. چنین نقش هایی حتی پس از مرگ اقتدار استواری و فرمانروایی شاه را به ذهن می آورد. این نقش در آرامگاه داریوش نمایش دیگری است از نگاره های آپادانا در تخت جمشید که درآن ها هیئت های نمایندگی کشورها برای اهداء هدایای خود به تخت جمشید آمده اند. وجود این مجلس در آرامگاه داریوش می گوید که آپادانا کاخ داریوش و آرامگاه تقریبا" بر یک آرمان تاکید دارد.

نکاره های آرامگاه به همان اتکای قدرت شاه بر نمایندگان خاق های امپراطوری اشاره دارد. پشت سر شاه معتمدین طراز اول و ملازمان معتمد یعنی گئوبروه نیزه دار و اسپه ثینه کمان دار ایستاده اند. ایم جا نیز فراز مجلس نقش اهورامزدا معلق است که داریوش نیایش کنان دست راست اش را بلند کرده به اهورا مزدا نگاه می کند و هنوز هم اهورامزدا مانند نگاره بیستون در حال شپردن حلقه فرمانروایی به او است و همان آتش نشانگر ستایش اهورا مزدا در محراب شعله می کشد.

ساختمان آرامگاه و نگاره و سنگ نبشته آن بیان روشن تفکر داریوش از حکومت و قدرت است فدرتی که خدای بزرگ اهورامزدا به او ارزانی داشته او نیز سپاس خدای بزرگ را می گذارد. چنین نقشی به وضوح می گوید که مخالفت با شاه مخالفت با اهورامزدا و انحراف از راه راست و درستی است. این مطلب را سنگ نبشته پشت سر داریوش به وضوح و بدون هیچ ابهامی اعلام می کند. در این سنگ نبشته داریوش پس از سپاس اهورامزدا و بر شمردن نام کشورهایی که امپراطوری اورا تشکیل می دهد بار دیگر تاکید می کند:

« اهورا مزدا چون این سرزمین را آشفته دید آن را به من ارزانی داشت. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورا مزدا من این سرزمین را در جای خود نشاندم. آن چه من گفتم همان گونه که خواست من بود آن گونه کردند.اگر می خواهی بدانی که چند{و کدام} بود کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکرها را ببین که تخت مرا می برند. آن گاه پی خواهی برد آن گاه برایت روشن می شود که نیزه مرد پارسی دور رفته است. آن گاه در خواهی یافت که مرد پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است{و پیروز شده است}

داریوش شاه می گوید آن چه شد همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورا مزدا مرا یاری کرد تا هنگامی که کار را کردم. اهورا مزدا من و خاندان شاهی ام را و این کشور را از زیان دور بداراد این را من از اهورامزدا می خواهم. این را اهورا مزدا به من بدهاد.

ای مرد فرمان اهورامزدا به دیدت ناپسند نیاید.

راه راست را ترک نکن.شورش نکن.»

آشکار است که نه فقط وفاداری به شاه و حمایت از او خواست اهورامزدا معرفی می شود بلکه همه اعمال و اراده های شاه نیز با تایید یزدان است. او باید به دشمنان شورشی که از راه راست منحرف شده اند چیره شود و صلح و امنیت کشور را حفظ کند. پس شاه موظف است به خواست اهورامزدا و با تمام نیرو کشور را اداره کند.

رنگ آمیزی نیز بر تاثیر نگاره ها و نبشته های آرامگاه به منزله یک اثر هنری می افزود. رد پا و بقایایی از این رنگ آمیزی هنوز بر جای مانده است و معلوم می کند که نبشته آرامگاه پوششی از رنگ آبی داشته و نمای نگاره ها و کل بنا به استادی و مهارت تمام رنگ آمیزی شده بوده است. تجسم منظر اصلی آرامگاه داریوش با همان رنگ و پرداخت نمای کاخ های تخت جمشید هیجان بخش است.

آخرین سخنان داریوش در آرامگاه ابدی اش که در فضای میان ستون های آرامگاه نقر شده به شرح ذیل است:

«به خواست اهورا مزدا من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم. دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد. همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد. آن چه را که درست است من آن را دوست دارم. من دوست برده دروغ نیستم. من بد خشم نیستم. حتی وقتی خشم مرا می انگیزاند آن را فرو می نشانم. من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم.

تو ای بنده نیک بدان که هستی توانایی هایت کدام و رفتارت چگونه است. نپندار که زمزمه های پنهانی و در گوشی بهترین سخن است.بیشتر به آنی گوش فرا دار که بی پرده می شنوی. تو ای بنده بهترین کار را از توانمندان ندان و بیشتر به چیزی بنگر که از ناتوانان سر می زند.»

 
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
Xبستن تبليغ
فوتبال