لاچین سیر
تبليغات در تکناز

مطالب امروز

طلوع الگوی زیباترین زیستن ها و مردن ها!

مجموعه : دینی

سیزدهم ماه گرانقدر رجب، میقات طلوع مولود کعبه، جمع اضداد و مظهر العجائب است. انسانی که نه به تعبیر شاعرانه ، بلکه به واقع ، قلم را یارایی توصیف او نیست .
او ، که برتر از وصف ، برتر از اندیشه و والاتر از جوهر کلام بود. او که با شگفتی شکوفید وبا معیاری دیگر زیست و به گونه ای دیگر ماند و با حالتی برتر رفت . انسانی که شکوه و استواری کوه ، نرمخویی وزلالی آب ، خروشندگی صاعقه ، گرمی آفتاب ، گستردگی دریاها و هیمنه ی بیشه زاران وجنگلهای انبوه ، وسادگی و صافی کویر و پاکی ملکوت خدا ، همه وهمه را یک جا در وجود خویش داشت .

بزرگ مردی که جز حق را نمی شناخت و ملاک حق را نه "اشخاص" بلکه "حقیقت" می دانست و اشخاص را به ملاک "حق" قیمت می گذارد.

آری ، بار دیگر سخن از علی (ع) است ؛ مردی که شگفت زاده شد ، شگفت زیست و شگفت از چشم ما رفت …

نام : علی
لقب : مرتضی
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : عمران ابوطالب
نام مادر : فاطمه
تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )
محل ولادت : مکه مکرمه، خانه خدا
مدت امامت : 30 سال
مدت عمر: 63 سال
تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری
نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم
محل دفن : نجف اشرف

تولد :

ابن قعلب می گوید : با عباس – پسر عبدالمطلب – وگروهی دیگر ، رویاروی خانه خداوند نشسته بودیم. فاطمه دختر اسد ، به سوی خانه خدا پیش آمد ، ایستاد و چنین گفت : « خداوندا ، به تو و پیامبران ات وکتابهای شان ایمان دارم . گفتار ابراهیم (ع) ، جد خود را راستین می دانم ، همان که این خانه را به فرمان تو بنا نهاد .تو را به او و به این کودک که با خویش در شکم دارم سوگند می دهم که زادنش را بر من آسان کن ! »

در همین هنگام ، شگفتا ! به چشم خویش همه دیدیم که دیوار خانه خداوند از هم شکافت ، وآن گرامی بانو ، پا به درون گذارد ودیوار دوباره به هم بر آمد .

شتابناک برخاستیم تا در خانه را باز کنیم ، اما باز نشد … و دانستیم که حکمت خداوندی در کار است .

چهار روز بعد ، آن عزیز بانو ، از خانه پا بیرون نهاد ، با کودکی در آغوش که به او می بالید . و گفت : پیامی از غیب شنیدم که نامش را « علی » بگذار .

واین به روز جمعه سیزدهم رجب ، سی ام عام الفیل « 23 سال پیش از هجرت » بود .

کودکی ودامان پیامبر:

امام ، خود ، از این روزگاران چنین حکایت می فرمایند :

به هنگام کودکی ، پیامبر مرا به دامان می گرفت ، به سینه می چسباند ، غذا را می جوید وبه دهانم می گذارد واز بوی خوش خویش ، به مشام جانم می بویانید . او در گفتارم دروغ ودر کردارم اشتباه ونادانی نیافت .

خداوند ، پیامبر را از پس شیر خوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد تا شب و روز او را در راه بزرگواری ها ونیکی های جهان ، رهنمون باشد ؛ من نیز از پیامبر پیروی می کردم چنان و چنان که کودک شیر خواری از مادر.

هر روز فرمان می داد که از کردارهای او پیروی کنم . هر سال به « کوه حرا » می رفت ، در این هنگام ، هیچ کس جز من او را نمی دید .

در آن ایام که اسلام ، هنوز ، در هیچ خانه راه نیافته بود وفقط پیامبر وهمسرش خدیجه ، مسلمان بودند ، من سومین مسلمان بودم …نور وحی ورسالت را می دیدم و بوی پیامبری را می بوئیدم .

پیامبر گرامی ، پس از بعثت ، تا سه سال فرمان نیافت که اسلام را آشکار کند ، در این مدت ، تنی چند بدو ایمان آوردند که نخستین کس از مردان ، علی بود .

بدان هنگام که این آیه « وَ اَنذِر عَشیرَتکَ الاَقرَبین » در رسید که « خویشان نزدیک را بیم ده ! » ؛ علی به فرمان پیامبر ، چهل تن از خویشان را مهمان کرد از جمله : ابولهب ، عباس وحمزه را . غذایی که برای بیش از یک نفر کافی نبود آماده شد ، اما به اراده خداوند همه سیر شدند و چیزی از آن کاسته نشد و چون پیامبر خواست آنان را به اسلام دعوت کند ؛ ابولهب گفت :«محمد شما را افسون کرده است !» وهمین سخن موجب شد که حاضران بپراکنند وجلسه تعطیل شود .

ناگزیر پیامبر روز دیگر نیز به همانگونه مهمانی داد وبعد از صرف غذا ، بدین سان آغاز سخن کرد :

 ای فرزند عبدالمطلب ! در جوانان عرب ، کسی را سراغ ندارم که بهتر از آنچه من برایتان آورده ام ، آورده باشد . من نیکی (خیر) این جهان وجهان دیگر را به ارمغان آورده ام ، خدا فرمان داده است تا شما را به سوی او بخوانم . پس ، کدامیک در این راه مرا یاوری خواهید کرد تا همو ، برادر ، وصی وجانشین من گردد؟

پیامبر این تقاضا را سه بار تکرار فرمود ، هر بار تنها علی برخاست وآمادگی خود را ابراز داشت …

آن گاه پیامبر (ص) فرمود : این ، برادر ، وصی وجانشین من است سخنش را بشنوید و او را فرمان برید !

علی (ع) درنخستین شب هجرت :

با ابراز اسلام ، پیامبر از نظر قریش ، خطرناک شناخته شد .

سران قریش ، در « دارُالنٌَدوَة » گرد آمدند و در کشتن پیامبر به شور نشستند ، وسرانجام قرار بر آن شد که از هر قبیله ، یکتن برگزینند تا شبانه به خانه پیامبر بریزند و همه با هم او را بکشند .

پیامبر از سوی خدا آگاه شد و فرمان یافت که آن شب در جای خود نخوابد و شبانه هجرت کند .

پیامبر فرمان خدا را با علی گفت و به او دستور داد که به جای وی ، در بستر بخوابد ؛ به گونه ای که کسی نداند او به جای پیامبر خوابیده است . علی با جانبازی خود ، جان پیامبر گرامی را حفظ کرد وخطرهای این کار بزرگ را برخود هموار ساخت . واین کار چندان چشمگیر بود که خداوند آیه ای در این مقام ، فرو فرستاد :

« از گروه مردم ، کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد وخدا در آمد واز بیراهه به سوی « غار ثور » در بیرون مکه ، شتافت …
آدم کشان ، با شمشیرهای برهنه به بستر پیامبر یورش بردند …

علی (ع) از جا برخاست ودر بستر نشست …

قاتلان با حالتی بر آشفته پرسیدند : محمد کجا رفت ؟
؛ مگر من مامور ومسئول نگهداشت او بودم ؟!

علی (ع) ، امین پیامبر (ص) :

پیامبر خود امین قریش بود وهمه امانت ها نزد او . اما آن گاه که مجبور شد به مدینه هجرت کند ، در خانه و قبیله اش امین تر از علی (ع) نیافت ، پس او را جانشین خود کرد تا امانت های مردم را به صاحبانشان باز گرداند وهم قرض هایش را بدهد ودختران وزنانش را به مدینه برساند .

علی ، پس از انجام همه این کارهای مهم ، به همراهی فاطمه (مادر خود ) ، وفاطمه ( دختر پیامبر ص) وفاطمه ( دختر زبیر ) ودیگران ؛ به سوی مدینه به راه افتاد . در راه ، هشت تن از کفار مکه را که راه بر او بستند ، پراکند و چون به مدینه رسید ، پیامبر (ص) او را به خانه خود برد .

علی (ع) پیکار در راه خدا :

اسلام ، دین آشتی وزندگی است ؛ با آدم کشی موافق نیست . برای آن کسی که به عمد و  به ناحق، انسانی را بکشد ، عذاب جاودانه مقرر کرده است .

اما در همان حال ، اسلام به جهت جامعیت و همه جانبه بودن ؛ یک دین جهانی است و  مصلحت مردم  گیتی ایجاب می کند که به آن بگروند ، پس نیاز به دعوت و تبلیغ دارد.

آشکار است که از همان نخستین گام ها ، کسانی که منافع شخصی خود را با پذیرش و گسترش این دین ، در خطر می دیدند ، به مخالفت برخاستند . در همین جا ، قانون اسلام جهاد مقدس را وضع و تشریع فرموده است تا کسانی را که با اسلام عناد می ورزند و می ستیزند ، به کناری گذارد .

و نیز ، دفاع به حکم عقل ، در جایی که بیگانگان به مسلمانان یورش آورند ، ضروری می گردد ، به همین جهت ، دفاع و پیشگیری از هجوم بیگانگان از شاخه های جهاد اسلامی است که عقل وفطرت و انصاف ، به صحت آن حکم می کنند.

و بیشترین و بلکه همه جنگ های پیامبر اسلام (ص) از نوع دفاع بوده است .و حضرت علی (ع) در بیشتر جنگ ها حاضر می شد و از هیچ چیز جز خدا نمی ترسید . او پیکارگری نستوه ، سلحشور ، یگانه ، پرچمدار بود .

چون شیر می غرید ، چون ابر می توفید و لشکر دشمن را چون گرد باد می پیچانید ونابود می ساخت .
زره اش پشت نداشت که او هرگز از میدان نمی گریخت وپشت به دشمن نمی کرد.
ضربه شمشیر آبدارش ، مرگ مجسم و هلاک قطعی بود .
ضربت اش را نیازی به ضربه دوم نبود .

رفق و مدارای علی (ع)

صدای کسی که علی را لعن و نفرین می کرد،‌ از شتاب گام هایش کاست. صدای یک زن بود! ایستاد تا زن بدو رسید. زن هنوز در حال لعن و نفرین به او بود در حالی که بار سنگینی به دست و دوشهایش داشت که برایش سخت سنگین می نمود. علی (ع) گامی پیش نهاد و تقاضا کرد تا زن را در حمل بارش مدد رساند. او خود گفته بود:

رأس السیاسه إستعمال الرفق

خود وی همیشه رفق و مدارا را به عنوان کارآمدترین روش برخورد با مردم از جانب حکومت و چه از جانب تک تک افراد جامعه با یکدیگر، توصیه نموده بود. او می دانست که این روش، مشکلات اجتماعی را کاسته و مردم را با برنامه های حکومت همراه می کند. علی (ع) به بردن بار به منزل زن بسنده نکرد و از او دل جویی کرد. دانست که شوهر زن در یکی از جنگ ها به شهادت رسیده است و دانست که تنهایی زن و انبوهی کارها و سنگینی مشکلات او را در هم شکسته . باز به پیشنهاد خودش به منزل زن وارد شد تا مددکار وی در کارهای منزل اش باشد. این هم از کلامهای او بود که:
الرفق یقل حد المخالفه
نرمی و مدارا حتی شمشیر مخالفان را هم کند می کند.

در منزل هنوز هم علی (ع) کار می کرد و زن لعن و نفرین. اما علی (ع) چیزی نمی گفت. تا این که یکی از همسایگان زن، علی (ع) را به بیوه زن معرفی کرد و او به خاطر قضاوت اشتباه اش از علی (ع) عذر خواست. و علی بار دیگر نشان داد که:

با برخورد خوب، عقده آنان را که کینه دارند بگشا و اسباب دشمنی و عداوت را قطع کن و از آن چه برایت روشن نیست، تغافل نما.

و همه یکبار دیگر این سخن علی (ع) را به یاد آورند که:

عنوان العقل مداراه الناس
نشانه عاقل بودن مدارای با مردم است.

ولیدبن عتبه در جایگاه محاکمه قرار گرفته بود. اما کسی را یارای پیش آمدن برای تنبیه او نبود. هر چه باشد او برادر مادری خلیفه بود و خلیفه سوم هم به مجازات برادر خوانده اش راضی نبود، حتی اگر نماز صبح را در حال مستی چهار رکعت بجای آورده باشد. او باید برای فسق و فجورهای آشکارش تنبیه می شد، اما کسی را جرأت چنین اقدامی نبود، جز علی (ع)!

در جایی که حرف از اجرای احکام اسلامی به میان می آمد، علی ذره ای مداهنه و سهل انگاری به خود راه نمی داد. در میان بهت و حیرت همگان، علی (ع) با گام هایی استوار به سیاستگاه آمد. در مقابل چشمان حیرت زده مردم، شلاق در دست گرفت و آن را بر بدن متهم کوبید، بی آن که بخواهد با توسل به بهانه هایی همچون مهر و رأفت اسلامی، حکم اسلام را زیر پا گذارد.

ایها الناس لا تشکوا علیا فوالله انه لخشن فی ذات الله
ای مردم ، از علی شکایت نکنید، به خدا سوگند او در راه خدا سخت و خشن است.

علی (ع) خود در توصیف مالک اشتر می گفت:
به درستی که او کسی است که احتمال نمی دهم سستی به خرج دهد و لغزش پیدا کند و از این بیمناک نیستم که کندی کند در جایی که سرعت لازم است و یا سرعت به خرج دهد در موردی که سستی سزاوارتر است.

آری! تربیت شدگان مکتب علوی همچون مالک اشتر می دانند که مدارای انسان عاقل با سستی و سهل انگاری در اصول و اجرای ارزشهای اسلامی تفاوت دارد. آنان می دانند که در اجرای قوانین الهی نباید هیچ گونه واهمه و ترسی به خود راه دهند و هرگز پیوندها و عواطف انسانی و منافع زودگذر مادی و تهدیدها و تطمیع ها در ایشان اثری ندارد. (لا یخافون لومه لائم)

آن جا که جای شدت و سخت گیری است محکم و سازش ناپذیرند و آنجا که جای ملایمت و مدارا است، اهل رفق و حلم اند! ا

ما متأسفانه امروزه بیماری افراط و تفریط در روابط اجتماعی گریبانگیر جامعه ما است. در موارد بسیاری که نیاز به داروی رفق و مدارا و ملاطفت برای درمان برخی از بیماری های سطحی اجتماع بودیم، خشونت به خرج دادیم، به گونه ای که امروز برخی از آن بیماری های سطحی به زخم هایی عمیق تبدیل شده است و به عکس در بسیاری از اوقات که ، به ویژه در حق صاحبان پست و مقام، نیاز به برخورد قاطع و اجرای حدود الهی بود، به خاطر مصلحت اندیشی از انجام آن سر باز زدیم.
اندکی از سخنان برگزیده از امام علی (ع) :

به خطای دیگران شاد مشو که همیشه از تو درستکاری سر نزند.
با بی توجهی به امور پست ، بر ارزش خود بیفزایید .
هر که بر حسدش غالب نشود ، بدنش گور جانش خواهد شد .
گواراترین زندگی را کسی دارد که از آنچه خداوند نصیب او کرده است خرسند باشد .
برترین کارها کاری است که برای خدا باشد .
آنچه دوست نداری درباره ات گفته شود در باره دیگران مگوی .
هر که میانه روی پیشه سازد گرفتار فقر نشود .
هر که می خواهد آبروی خود را نگاه دارد ، باید از جدال بپرهیزد.
در هر روز کار همان روز را انجام ده ، که هر روز را کاری [ ویژه ] است .
خوش رویی احسانی است بی هزینه .
نصیحت کردنت در حضور جمع ، سرکوفت است .

چه شود اگر علی (ع) الگوی زندگی شخصی و اجتماعی ما مدعیان مسلمانی شود!

 
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان