فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

آیا از نظر امام علی علیه السلام زنان کم عقلند؟

مجموعه : دینی
آیا از نظر امام علی علیه السلام زنان کم عقلند؟
امام علی علیه السلام
 
یکى از شبهاتى که پیرامون موضوع زن همواره مطرح مى‏شود، مضمون روایتى در نهج البلاغه است که در آن از زن ها به بدى یاد کرده و فرموده است: معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فاما نقصان ایمانهن، فقعودهن عن الصلاة و الصیام فى ایام حیضهن، و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتین کشهادة الرجل الواحد، و اما نقصان حظوظهن فهو اریثهن على الانصاف من مواریث الرجال. 1
 
حضرت على علیه السلام پس از پایان نبرد جمل، در نکوهش زنان مى‏فرماید: مردم! ایمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام، نشانه ناتمامى ایمان، معذور بود نشان از نماز و روزه است‏به هنگام عادتشان، و نقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت‏به سهم مردان، و نشانه ناتمامى خرد آنان این بود که گواهى دو زن چون گواهى یک مرد به حساب رود. پس از زنان بد بپرهیزید و خود را از نیرنگشان واپایید، و تا در کار زشت طمع نکنند، در کار نیک از آنان اطاعت ننمایید. 2
 
زن، ایمانش ناقص است، زیرا در ایام عادت از نماز و روزه محروم است، عقلش کم است، زیرا شهادت دو زن معادل یک مرد است، و حظ مالى او نیز نصف سهمیه مرد است. مشابه این مضمون از رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز رسیده است.3 براى پاسخ به این شبهه لازم است مقدمه‏اى در مورد زمینه ستایش‏ها و نکوهش‏هایى که در بعضى از آیات و روایات آمده است ذکر شود.
 
ستایش‏ها و نکوهش‏ها
 
گاهى حادثه و یا موضوعى، در اثر یک سلسله عوامل تاریخى، زمان، مکان، افراد، شرایط و علل و اسباب آن، ستایش یا نکوهش مى‏شود، معناى ستایش یا نکوهش بعضى حوادث و یا امور جنبى یک حادثه، این نیست که اصل طبیعت آن شى‏ء قابل ستایش و یا مستحق نکوهش مى‏باشد، بلکه احتمال دارد زمینه خاص سبب این ستایش یا نکوهش شده است. مثلا اگر از قبیله‏اى ثناء و ستایش به عمل آمده، احتمال دارد در اثر آن باشد که مردان خوبى در آن عصر از این قبیله برخاسته‏اند، و شاید در فاصله‏اى که ورق برگردد، افراد دیگرى از آن قبیله برخیزند که مورد نکوهش واقع شوند. و گاهى به عکس، در یک سرزمین افرادى مورد نکوهش قرار مى‏گیرند، بعد طولى نمى‏کشد که افراد شایان ستایش از آن سرزمین برمى‏خیزند.
حضرت على علیه السلام که همان قرآن ناطق است این گونه به زن نظر مى‏کند و مى‏فرماید زن همچون گلى زیباست که باید از او محافظت کرد تا لطافت و زیبایى او حفظ گردد.
 
در همین ایران شهرهایى بوده که درباره آنها مذمت‏هاى فراوانى وارد شده است لیکن وقتى به برکت اهل بیت علیهم السلام شهروندان عوض شده، شهرها و بلاد نیز جزو بلاد نمونه و برجسته این کشور شده‏اند و افرادى از آن سرزمین برخاسته‏اند که از نظر فضائل اخلاقى و علمى و نبوغ، ممتاز شده‏اند. در نتیجه، مذمت‏ها و نکوهش‏ها تا ابد لازمه آن آب و خاک نبوده، بلکه مقطعى است. و دلیلش آن است که با یک تحول فکرى و اعتقادى، ممکن است نظر سابق برگردد. بخشى از نکوهش‏هاى نهج البلاغه راجع به زن، ظاهرا به جریان جنگ جمل برمى‏گردد، همان گونه که از بصره و کوفه نیز در این زمینه نکوهش شده است‏با این که بصره، رجال علمى فراوانى تربیت کرده و کوفه مردان مبارز و کم نظیرى را تقدیم اسلام نموده و بسیارى از کسانى که به خونخواهى سالار شهیدان صلوات الله و سلامه علیه برخاستند از کوفه نشات گرفتند، و هم اکنون نیز کوفه جایى است که به انتظار ظهور حضرت مهدى علیه السلام در آنجا نماز مى‏خوانند.
 
پیش بینى وحى
 
این تحلیل در اصل موضوع زن و بویژه در این مورد خاص قابل دقت است. اصولا اصرارى که قرآن کریم درباره زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دارد نشانه پیش بینى وحى از یک حادثه تلخ تاریخى است. این که قرآن با اصرار، به زنان پیامبر مى‏فرماید:
امام علی علیه السلام
 
«وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى »4 ؛ و در خانه‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‏هاى خود را آشکار نکنید. نشانه آن است که صحنه‏اى را ذات اقدس اله پیش بینى مى‏کرده است.
 
خداوند عالم غیب و شهادت از آینده‏اى با خبر بوده و زنان پیامبر را از ثمرات تلخ آن قیام بى‏جا، برحذر مى‏داشت، لذا فرمود در خانه‏ها بنشینید و خود را نشان ندهید، تبرج نکنید و…، که على رغم این هشدارها، جنگ جمل پیش آمد و رو در روى ولى الله مطلق حضرت على بن ابى‏طالب امیرالمؤمنین علیه السلام به مبارزه برخاستند. آن مقطع، یک سلسله نکوهش‏هایى را در پى داشت و یک سلسله ستایش‏هایى را به همراه داشت. از سرزمینى، یا از مردمى ستایش شده که در آن صحنه، خوب عمل نموده و از گروهى و سرزمینى، نکوهش شده است چون در این رخداد بد عمل کرده‏اند. بنابراین نباید این نکوهش‏ها و ستایش‏ها، به حساب گوهر شى‏ء گذاشته شود. اگر طلحه و زبیر در برابر ولى الله مطلق ایستادند و مورد نکوهش قرار گرفتند، طبیعى است عایشه هم که در مقابل حضرت قرار گرفت و افراد دیگرى هم که به این سانحه سنگین کمک کردند، مورد نکوهش قرار گیرند. بنابراین نباید این گونه از نکوهش‏ها یا ستایش‏ها به گوهر ذات برگردد، البته تاثیر مقطعى آن محفوظ است.
 
داشتن مال کمال نیست
 
نکته دیگر این که در روایت مزبور، نقصان حظ، به نقص در ارث توجیه شده و مى‏گوید: چون زن از ارث کمترى برخوردار است لذا محترم نیست، در صورتى که به هنگام مهاجرت پیامبر به مدینه، شتر حضرت در مقابل خانه کسى که از فقیرترین مردم مدینه بود خوابید پس نداشتن مال، نقص نیست چه این که داشتن آن کمال نیست.
جامعه امروز زیان هاى اجتماع مختلط را به چشم خود مى‏بیند. چه لزومى دارد که زنان فعالیت هاى خود را به اصطلاح «دوش به دوش‏» مردان انجام دهند. آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند نقصى در فعالیت و راندمان کار آنان رخ مى‏دهد؟
شهادت زن و نسیان
 
تعلیل حضرت در مورد نقصان عقل این است که شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است، زیرا که در قرآن مى‏فرماید:
 
«فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء »5؛ شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است. در این مورد نیز به این جهت است که شهادت امرى مستند به حس و مشاهده است و حضور و شهود زن در همه جا محذور و یا محدود مى‏باشد، و خود قرآن نکته آن را ذکر مى‏کند و مى‏فرماید: این که شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است، نه براى آن است که زن، عقل و درکى ناقص دارد و در تشخیص، اشتباه مى‏کند بلکه:
 
«أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى »6 ؛ اگر یکى از این دو فراموش نمود دیگرى او را تذکر بدهد.
 
زیرا که زن مشغول کارهاى خانه، تربیت‏بچه، و مشکلات مادرى بوده و ممکن است صحنه‏اى را که دیده فراموش کند، بنابراین دو نفر باشند تا اگر یکى یادش رفت دیگرى او را متذکر کند.
 
مذمت زن پرستى
ویژه میلاد امام علی علیه السلام
 
شبهه دیگر این که در بعض روایات از زن مذمت‏شده و از ارتباط با او منع شده است. عنوان نمونه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مى‏فرماید:
 
«المراة عقرب حلوة اللبسمة‏» 7 ؛ زن مثل عقرب است که نیش آن در آغاز شیرین ولى مسموم است.
 
باید توجه داشت این گونه روایات هشدارى به مرد است تا فریب شهوت را نخورد. نیش عقرب مثل نیش زنبور عسل و نظیر سوزن نیست‏بلکه اگر انسان نداند عقرب است از نیش آن احساس لذت و شیرین، مى‏نماید مثل آن که یک شیرینى در کام بچه بریزند که ظاهرش شیرین، اما درونش تلخ و مسموم است. این سخن براى آن نیست که بگوید زن عقرب است‏بلکه مى‏فرماید: خود را به وسیله نگاه به نامحرم به آتش ندهید، دیدن نامحرم شیرین است اما این گناه، درونش عقرب است، چه این که اگر زنى در دام مرد بیفتد آن مرد پرستى، عقرب مى‏شود و بین زن و مرد فرقى نیست، منتها چون جاذبه از آن سو بیشتر است، حضرت به آن اشاره نموده است.
 
معاشرت زنان با مردان
 
امیرالمؤمنین على علیه السلام به فرزندش امام مجتبى چنین توصیه مى‏فرماید: و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن، فان شدة الحجاب ابقى علیهن، و لیس خروجهن باشد من ادخالک علیهن من لایوثق به علیهن و ان استطعت ان لا یعرفن غیرک فافعل.8
 
تا مى‏توانى کارى کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه زن را حفظ نمى‏کند. همان‏طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطرناک است، وارد کردن تو مرد بیگانه را بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانى کارى کنى که جز تو مرد دیگرى را نشناسند چنین کن.
حوزه اخلاق و حوزه فقه از هم جدایند اگر امام علی علیه السلام میفرماید زن بیرون نیاید این از نظر اخلاقی است یعنی بهتر است نه اینکه حرام باشد و اگر اینگونه باشد و عملی شود هم جامعه سالم تر میماند هم خود زن.
 
این یک توصیه اخلاقى است. علماى اسلام این جمله را به شکل یک توصیه اخلاقى تلقى کرده‏اند. اگر ما بودیم و چنین تعبیراتى، بدون شک آنچه استنباط مى‏شد بیش از توصیه اخلاقى بود، بلکه بیش از لزوم ستر وجه و کفین بود، آنچه
ویژه میلاد امام علی علیه السلام
 
استنباط مى‏شد همان است که ما از آن به حبس زن در خانه تعبیر کرده‏ایم. ولى علت اینکه فقها به مضمون چنین جمله‏ها فتوا نداده‏اند ادله قطعى دیگر از آیات و روایات و سیره معصومین بر خلاف مفاد ظاهر این تعبیرات است و به اصطلاح ظاهر این جمله‏ها مخاطبش اصحاب است. لهذا این جمله‏ها حمل به توصیه اخلاقى شده است و ارزش اخلاقى دارد نه فقهى.
 
آنچه فقها از امثال این جمله‏ها استنباط کرده‏اند این است که این گونه جمله‏ها ارشاد به حقیقتى روحى و روانى در روابط دو جنس است و شک نیست که حقیقتى را بیان مى‏کند. رابطه زن و مرد اجنبى سخت‏خطرناک است، گلى است که پیلان بر آن مى‏لغزند.
 
جامعه امروز زیان هاى اجتماع مختلط را به چشم خود مى‏بیند. چه لزومى دارد که زنان فعالیت هاى خود را به اصطلاح «دوش به دوش‏» مردان انجام دهند. آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند نقصى در فعالیت و راندمان کار آنان رخ مى‏دهد؟9
 
قرآن کریم، به اتفاق دوست و دشمن، احیا کننده حقوق زن است. مخالفان لااقل این اندازه اعتراف دارند که قرآن در عصر نزولش گام هاى بلندى به سود زن و حقوق انسانى او برداشت. ولى قرآن هرگز به نام احیاى زن به عنوان «انسان‏» و شریک مرد در انسانیت و حقوق انسانى، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشى نسپرد. به عبارت دیگر، قرآن زن را همان گونه دید که در طبیعت هست. از این رو هماهنگى کامل میان فرمان هاى قرآن و فرمان هاى طبیعت‏ برقرار است، زن در قرآن همان زن در طبیعت است. این دو کتاب بزرگ الهى (یکى تکوینى و دیگرى تدوینى) با یکدیگر منطبقند. و حضرت على علیه السلام که همان قرآن ناطق است نیز همین گونه به زن نظر مى‏کند و مى‏فرماید زن همچون گلى زیباست که باید از او محافظت کرد تا لطافت و زیبایى او حفظ گردد.
 
منبع : مجموعه آثار شهید مطهری
تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان
 
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
فوتبال