فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

یادی از آیت الله بهجت(ره) با مروری بر خاطرات

مجموعه : دینی
یادی از آیت الله بهجت(ره) با مروری بر خاطرات
یك‌بار پس از نماز در بین راه مسجد و منزل بودیم كه بنده خدایی به همراه ایشان آمد و با اصرار می گفت كه من می‌خواهم آدم بشوم ولی نمی‌شود، آقا فرمودند: چه کسی نمی گذارد؟ گفت: شیطان. حضرت استاد ناگهان با تغیّر به سوی او روی گردانیده و فرمودند: كو؟ کجاست؟
 

نماز آقای بهجت (قدس الله نفسه الزکیه)

آیت الله مصباح می‌فرمودند كه حضرت امام (اعلی الله مقامه الشریف) با این که خودشان در مسجد سلماسی نماز جماعت می‌خواندند، به فرزندشان مرحوم حاج‌آقا مصطفی می‌فرمودند: "بروید نماز آقای بهجت". نماز آیت الله بهجت فوق‌‌العاده حال داشت.

 آنوقت ما كه نماز ایشان می‌رفتیم صف های اوّل بیشتر بزرگان بودند، از جمله مرحوم شهید قدوسی، ‌آیت‌الله مظاهری، آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله مصباح و مرحوم آیت‌ا… صافی اصفهانی که هر وقت از اصفهان به قم می‌آمدند خودشان را به نماز ایشان می‌رسانید. بزرگان معمولاً مقید بودند كه نماز جماعت ایشان، بویژه نماز مغرب و عشای شب‌‌های جمعه را شركت كنند، ایشان در این شب و در نماز مغرب سوره جمعه را می‌خواندند و در نماز عشاء، سوره اعلی را می‌خواندند.

درس استاد

سر درس مشی حضرت استاد این بود كه اگر كسی اشكال می‌كرد خوب گوش می‌كردند و بعد هم جوابش را می‌دادند و بعد اگر دوباره همان اشكال را می‌كرد قشنگ گوش می‌دادند و دوباره جواب می‌دادند و اگر بار سوّم اشكال می‌كرد، بازگوش می‌كردند و بعدادامه مطلب را بیان می کردند. اگر کسی که اشکال مطرح کرده بود می پرسید كه آقا چرا جواب نمی‌دهید؟ می‌فرمودند: چیزی كه بلد بودم گفتم، ‌دیگر بیشتر از این نمی دانم، بار دوّم که اشكال كردی، بنده دوباره جواب دادم چرا که گفتم شاید مطلب درست به گوش شما نرسیده باشد و یا شاید نفهمیده باشی؛ دیگر بیش از این نخواهم گفت و تمام. یكی از حُسن‌های جدی حضرت آیت‌الله بهجت این بود كه اصلاً شما جدال و مراء در درسشان نمی‌دیدید، بعد درس هم اگر اشكال می‌كردی، آقا خوب گوش می‌كردند و بعد جواب می‌دادند و اگر دوباره تكرار می‌كردی، این‌طور نبود که ناراحت بشوند و تند شوند و چیزی بگویند و شما را ناراحت بكنند،‌ بلکه می‌گفتند: چیزی كه می‌دانستم همین بود كه خدمتتون عرض كردم، بیش از این نمی‌دانم. یك نكته‌ای را خیلی می‌گفتند و آن این‌كه "استادم بهم گفته خیلی حرف نزن" به مناسبت‌های مختلف می‌فرمودند: استادم بهم گفته خیلی حرف نزن.

 

برنامه ریزی برای خانواده

یكی از توصیه‌هایی كه داشتند این بود كه می‌فرمودند: "به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در و بروید تو ولی بپایید دزد نبرد" یعنی طوری زندگی نکنیدكه وقتی می‌روید خانه، تازه بخواهید چیزی بنویسید و درسی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و … بشوید؛ اشتباه است، بلکه دیگر الان باید وقتی را برای زن و بچه بگذارید. عمرتان را به سه تا 8 ساعت تقسیم کنید: یك 8 ساعت كار و تلاش، كه كار و تلاش ماها درس‌خواندن و درس دادن می‌شد؛ 8 ساعت هم برای خواب و استراحت و 8 ساعت هم برای  تفریحات حلال، خانواده و تفکر.

معمولاً امثال ماها كمتر بر این مطلب توجه می‌كنند، زن و بچه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم و این چیزی بود كه ما از ایشان یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیت داد و مواظبت کرد كه حق بچه‌ها، به خاطر دیگران یا كتاب و درس ضایع نشود.

تو خود حجاب خودی

از نكات دیگر بسیار آموزنده، این بود كه اگر یك چیزی می‌پرسیدی، ایشان خلاصه پاسخ می‌گفتند. مطالب را خیلی خلاصه و كوتاه بیان می‌فرمود. و این طبیعی است که وقتی طبیب حاذق باشد، نسخه بلندبالا نمی‌نویسد، چون موضع درد را فهمیده و درمان درد را هم می‌شناسد. گاه اگر چیزی می‌پرسیدی و یا یك نیازی داشتی، ولی ساكت بودی، خودشان شروع به صحبت می‌فرمودند، ایشان آرام آرام می‌گفتند، اگر شما را خواستار و طالب می‌یافتند قدری توضیح می‌دادند و گرنه ساكت می‌شدند. در اخلاق دو واژه داریم كه جزء مذمومات است، و جزء رذائل اخلاقی است، یكی «فضول‌الكلام»، حرف‌های زیادی زدن، و دیگری «حرف ما لا یعنی» حرف‌هایی كه اصلاً معنایی نداره، آیا دقت كرده‌اید كه بسیاری از ماها به زیاده‌گویی، پرحرفی و یا حرف بی‌فائده زدن مبتلا هستیم كه این امر پسندیده نیست.

شیطان کو؟

یك‌بار پس از نماز در بین راه مسجد و منزل بودیم كه بنده خدایی به همراه ایشان آمد و با اصرار می گفت كه من می‌خواهم آدم بشوم ولی نمی‌شود، آقا فرمودند: چه کسی نمی گذارد؟ گفت: شیطان. حضرت استاد ناگهان با تغیّر به سوی او روی گردانیده و فرمودند: كو؟ کجاست؟ بنده خدا گفت کی؟ ایشان گفت: شیطان کو؟! تا دستش را بشكنم، كوش؟ و ادامه داد: شیطان كاری ازش می‌آید؟ خودت نمی‌خواهی، خودت را درست كن! روی همین برخورد، یك مقدار توجّه كنیم! ما خودمون خراب می‌كنیم، و  دنبال هواهای نفسانی می‌رویم و بعد خراب می‌شود. وقتی كه خراب شد و آلوده شدیم، بنا می كنیم به پیداكردن یك شخص به نام شیطان كه بندازیم گردنش، و یا می‌گوییم ما را خوب تربیت نكردند، ما را عقده‌ای بار آوردند، كمبود محبّت داشتیم. ممكن است بعضی از این‌ها درست باشد، ولی این‌طور هم نیست كه ما هر خراب كاری کردیم بتوانیم بیندازیم گردن یك شخص یا یك گروهی و یا عده‌ای و یا محیط و وراثت و … . البته همه آن‌ها بی‌تأثیر نیستند ولی این‌طور هم نیست كه همه انحرافات ما را گردن بگیرند بالاخره ما دارای حقّ اختیار و امتیاز نیز هستیم.

گمشده

بنده خدایی در صحن حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) ایشان را دیده و گفته بود: حضرت آقا من خودم را گم كرده ام چكار كنم خودم را پیدا كنم؟ فرموده بودند: تو صحن اون طرف یك دفتر گمشدگان هست، برو و بگو تو بلندگو صدات بزنه، ببین می‌تونی خودت را پیدا كنی.

راه اینقدرها هم سخت نیست كه ما سختش كردیم، یك مقدار باید آدم حواسش را جمع كند؛ هرچیزی نگوید، هر چیزی نبیند، هرچیزی نخورد، هرچیزی نپوشد و هر جایی نرود، اگر آدم خودش را ول كرد، می‌شود مثل حیوان‌ها (أولئِکَ کَالأنعَام) به هر زمینی كه برسند شروع می‌كنند به خوردن علف و … براشون مهم نیست كه برای صاحبش هست یا نه؟ حلال است یا حرام؟ فرق من با حیوان چیست؟ باید انسان برود دنبال این‌كه در خودش انسانیت را تقویت كند و كنترل نفس بكند، تا بتواند برسد. مرو در پی هرچه دل خواهد.

او چون انبیاء (علیهم السلام)

 حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه الشریف) هیچ اهل ادعا نبود، درحالی كه واقعاً در اوج بود.  آیت‌الله مصباح (حفظه الله) گاهی می‌فرمودند كه اگر ما انبیا را درك نكردیم، ولی آیت‌الله بهجت را درك كردیم، آیت‌الله بهجت فكر می‌كنم از انبیاءبنی اسرائیل هیچ كم نداشت. 

حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد

جالب و دیدنی


فروش بلیط هواپیما
a
Xبستن تبليغ
فوتبال