فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

غبارغلیظ نفاق در زمان امام حسن (علیه السلام)

چیزى كه امام حسن مجتبى علیه‌السلام را شكست داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند. چیزى كه فتنه‌ى خوارج را به‌وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم كرد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود والا همه‌ى مردم كه بى‌دین نبودند.
 

عامل شکست امام حسن (علیه السلام) نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود

خدا را شكر مى‌كنیم كه ملت ما بیدار است. خدا را شكر مى‌كنیم كه جوانان ما بیدارند. خدا را شكر مى‌كنیم كه شما دانشجویان بیدارید. امّا دانشجویان! بیدار بمانید. دانشجو باید احساس سیاسى داشته باشد، درك سیاسى داشته باشد، تحلیل سیاسى داشته باشد. بنده در قضایاى تاریخ اسلام این مطلب را مكررا گفته‌ام كه، چیزى كه امام حسن مجتبى علیه‌السلام را شكست داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند. چیزى كه فتنه‌ى خوارج را به‌وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم كرد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود والا همه‌ى مردم كه بى‌دین نبودند. تحلیل سیاسى نداشتند. یك شایعه دشمن مى‌انداخت؛ فورا این شایعه همه جا پخش مى‌شد و همه آن را قبول مى‌كردند!(1)

غبارغلیظ نفاق در زمان امام حسن (علیه السلام)

دوران دشوار هر انقلابى، آن دورانى است كه حق و باطل در آن ممزوج بشود. ببینید امیرالمؤمنین از این مى‌نالد: «ولكن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنا لك یستولى الشّیطان على اولیائه». در دوران پیامبر، این‌طورى نبود. در دوران پیامبر، صفوف، صفوف صریح و روشنى بود. آن طرف، كفار و مشركان و اهل مكه بودند؛ كسانى بودند كه یكى‌یكى مهاجرین از اینها خاطره داشتند: او من را در فلان تاریخ زد، او من را زندانى كرد، او اموال من را غارت كرد؛ بنابراین شبهه‌یى نبود. یهود بودند؛ توطئه‌گرانى كه همه‌ى اهل مدینه – از مهاجر و انصار – با توطئه‌هاى آنها آشنا بودند. جنگ بنى‌قریظه اتفاق افتاد، پیامبر دستور داد عده‌ى كثیرى آدم را سر بریدند؛ خم به ابروى كسى نیامد و هیچ‌كس نگفت چرا؛ چون صحنه، صحنه‌ى روشنى بود؛ غبارى در صحنه نبود. این‌طور جایى، جنگ آسان است؛ حفظ ایمان هم آسان است. اما در دوران امیرالمؤمنین، چه كسانى در مقابل على(ع) قرار گرفتند؟ خیال مى‌كنید شوخى است؟ خیال مى‌كنید آسان بود كه «عبداللَّه‌بن‌مسعود»، صحابى به این بزرگى – بنا به نقل عده‌یى – جزو پابندهاى به ولایت امیرالمؤمنین نماند و جزو منحرفان به حساب آمد؟ همین «ربیع‌بن‌خثیم» و آنهایى كه در جنگ صفین آمدند گفتند ما از این قتال ناراحتیم، اجازه بده به مرزها برویم و در جنگ وارد نشویم، در روایت دارد كه «من اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود»! این‌جاست كه قضیه سخت است.

وقتى غبار غلیظ تر مى‌گردد، مى‌شود دوران امام حسن؛ و شما مى‌بینید كه چه اتفاقى افتاد. باز در دوران امیرالمؤمنین، قدرى غبار رقیق تر بود؛ كسانى مثل عمار یاسر – آن افشاگر بزرگ دستگاه امیرالمؤمنین – بودند. هرجا حادثه‌یى اتفاق مى‌افتاد، عمار یاسر و بزرگانى از صحابه‌ى پیامبر بودند كه مى‌رفتند حرف مى‌زدند، توجیه مى‌كردند و لااقل براى عده‌یى غبارها زدوده مى‌شد؛ اما در دوران امام حسن، همان هم نبود. در دوران شبهه و در دوران جنگ با كافر غیرصریح، جنگ با كسانى كه مى‌توانند شعارها را بر هدفهاى خودشان منطبق كنند، بسیار بسیار دشوار است؛ باید هوشیار بود.(2)

——————-

پی نوشت ها:

1) مورخ 12/08/1372
2) مورخ 27/06/1370

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
Xبستن تبليغ
فوتبال