فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

دزد و مرد شوخ(بر اساس داستان های عامیانه، از كتاب 365 قصه برای بچه های خوب):

مجموعه : داستان
دزدی در شبی تاریك از كوچه ای می گذشت.كم كم به ته كوچه رسید. جلو دیوار خانه ای ایستاد و به دور و برش نگاهی انداخت ، هیچ كس را ندید. سپس با چابكی از دیوار بالا رفت و چند لحظه بر سر دیوار نشست و توی خانه را نگاه كرد.حیاط خانه خلوت و تاریك بود . دزد خوشحال شد و توی حیاط پرید.كمی اطراف حیاط گشت اما چیزی برای دزدیدن ندید، بعد از پله ها بالا رفت و وارد اتاق شد.لحظه ای ایستاد تا چشمانش به تاریكی عادت كرد ، ناگهان مردی را دید كه در كنار اتاق خوابیده بود. دزد نگاهی به گوشه و كنار اتاق انداخت . می خواست هر طور شده چیزی برای دزدیدن پیدا كند.اما هر چه نگاه كرد چیزی ندید. دیگر داشت نا امید می شد كه صاحب خانه توی رختخوابش غلتی زد و با صدای خواب آلود گفت: ای دزد بد بخت، من در روز روشن در خانه چیزی پیدا نمی كنم حالا تو در شب تاریك می خواهی چیزی پیدا كنی؟
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
پربیننده های تکناز
جدیدترین مطالب
لیزر
بچه های آسمان
Xبستن تبليغ
Xبستن تبليغ
فوتبال