فوتبال
تور مسافرتي
تور مسافرتي
تبليغات در تکناز
فوتبال

آیا می توان با تمایلات جنسی مقابله کرد؟

منظور بهرمندی از الطاف الهی باید قبل از هر چیز توانایی تشخیص و درک نیازهای فردی خود را پیدا کنیم. برای کامیابی در این چالش غریزی باید دست نیاز به سوی خداوند دراز کنیم. اما عملی ساختن این مهم آنقدرها هم ساده نیست. قشر وسیعی از افراد جامعه همه روزه در حال کشمکش با این مسئله هستند؛ هر یک از آنها تصور می کنند که به تنهایی و بدون کمک گرفتن از دیگران قادر به یافتن راه حلی کاربردی خواهند بود.

شما نمی توانید بر روی تمایلات جنسی خود درپوش بگذارید

"پل" یکی از مراجع عالیقدر مذهبی به درستی متوجه این نارسایی بشر شده است. او رومی ها را موعظه می کرد که: "من به کارهای مثبت و نیکو علاقه بسیار زیادی دارم ولی قادر به انجام آنها نیستم چرا که کاری که انجام می دهم کار مثبتی که علاقه به انجام آن دارم نیست، به همین دلیل برای راضی نگه داشتن وجدانم به خود می گویم نه، این شیطان است که مرا از انجام چنین اموری باز می دارد و با همین بهانه ها راه را برای انجام کارهای اشتباهم هموار می سازم."

من معتقدم که "پل" به هیچ وجه در صدد سرکوب کردن نیاز جنسی طبیعی و ذاتی بشریت نیست بلکه او نیز مانند همه انسانها به دنبال راهی برای جلوگیری از ارتکاب به گناه است، و شاید مانند تعداد بیشماری از ما هر روز تصمیم میگرفته که دیگر خطای خاصی را تکرار نکند؛ اما تا چه حد در این راه می تواند موفق عمل کند؟ پاسخ این سوال چندان رضایت بخش نیست؛ و اما نتیجه: در جاییکه یک فرد عمیقا مذهبی، قادر نیست نفس خود را از ارتکاب به گناه باز دارد، چگونه افراد عادی مثل من و شما میتوانیم از خود انتظار انجام چنین کاری را داشته باشیم؟

حتی در کشوری به دور از هر گونه تصاویر تحریک کننده، باز هم مردان قادر به کنترل شهوت خود نیستند. هفته گذشته پسرم تلفنی از پاکستان با من تماس گرفت. همانطور که می دانید مردان و زنان در این کشور حق برقراری هیچ گونه ارتباطی را ندارند و خانم ها موظفند تمام قسمت های بدن خود، از سر تا پا را بپوشانند. با این وجود پسرم به من گفت که فردی به او پیشنهاد داده تا در صورت تمایل، می تواند او را با خانم های بسیار زیادی آشنا کند تا به وسیله آنها غرایز جنسی خود را تخلیه کند.

در حالیکه آقایون در یک چنین شرایطی قادر به کنترل شهوت خود نیستند، ما چگونه می توانیم از مردهای سرزمین خودمان انتظار داشته باشیم تا خودشان را کنترل کنند؟ دقیقا از اولین ساعات روز که از تخت خواب بلند می شویم تا موقعی که بخواهیم مجددا به خواب برویم دائما در معرض صحنه های تحریک کننده قرار می گیریم.

فرض می کنیم که شما تصمیم می گیرید که مثلا امروز نسبت به هیچ خانمی تحریک نشوید. در مسیر خانه تا محل کار چشم هایتان بر روی عکس خانم شیک پوشی که روی بیلبورد تبلیغاتی قرار دارد، زوم می شود. چند لحظه بعد هنگامیکه پشت چراغ قرمز تقاطع استاده اید به هیچ وجه نمی توانید از جاذبه خانم خوش اندامی که از کنارتان در حال عبور کردن است، بگذرید.

در محل کار هم که دوستانتان مرتبا در مورد نامزدهای زیبایشان با شما صحبت میکنند. زمانیکه می خواهید نهار میل کنید خانم صندوقدار با چهره زیبای خود به شما لبخندی می زند و سفارشتان را می گیرد. هنگامیکه مجددا به دفتر کار باز می گردید همکارتان تصاویری سکسی که بر روی اینترنت یا گوشی تلفن همراهش دارد را به شما نشان می دهد.

در راه برگشت به خانه توجه تان به تصاویر زیبای خانمهایی که بر روی مجله ها و روزنامه منتشر شده جلب می شود.

دست آخر هم که به خانه می رسید روی مبل راحتی لم می دهید و تلویزیون را روشن می کنید. هنگامیکه کانال ها را بالا و پایین می کنید بیش از هر زمان دیگری در معرض آناتومی بدن خانم ها قرار می گیرید.

با توجه به مقیاس بالای محرک های جنسی که فرد به طور روزانه با آنها در ارتباط است آیا واقعا می توان انتظار داشت که اشخاص به تنهایی بر این نیاز غریزی و طبیعی فائق آیند؟ یادم می آید که روزی یکی از دوستانم (با جدیت کامل) به من می گفت: من هیچ گاه به یاد ندارم که با شهوت جنسی ام مشکلی پیدا کرده باشم."

من به او نگاهی انداختم و گفتم: "اگر واقعا اینطور باشد تو باید محکم تر از ادریس، مقدس تر از داوود و داناتر از سلیمان باشی."

پاسخ او را هرگز فراموش نمی کنم؛ او نشست و برای چند دقیقه بدون اینکه حرفی بزند به من خیره شد بعد هم گفت: " تا حالا با این دید به قضیه نگاه نکرده بودم."

من به شما قول می دهد که اگر امروز ادریس، داوود و سلیمان هم در میان ما حضور داشتند به همه می گفتند که "شما نمی توانید به تنهایی بر شهوت خود غلبه کنید."

شما نمی توانید احساسات غریزی خود را سرکوب کنید

ممکن است با خودتان بگویید: "خوب، شاید نتوانم سرکوب کنم، اما حداقل می توانم آنرا در مسیر دیگری به جریان بیندازم. "

من اخیرا با کسانی که به تازگی دین آورده بودند، صحبت می کردم و واقعا تعجب میکنم که چرا آنها تصور می کنند که صرفا ایمان آوردن به یک دین سبب می شود تا مشکل شهوت جنسی از بین برود! دین داشتن بدان معنا نیست که شما صاحب یک چوب جادویی شده اید و در یک چشم به هم زدن "اجی مجی لا ترجی" و "بووووم"  تمام گناهانتان پاک شد؛ و دیگر خبری از شهوت هم نخواهد بود.

چنین افرادی زمانیکه متوجه می شوند مشکلشان در ارتباط با این مباحث روز به روز در حال افزایش است، تصور می کنند که اگر بیشتر کتاب بخوانند و دعا کنند مشکلشان برطرف خواهد شد. اما باز هم بیشتر از گذشته غافلگیر می شوند چرا که چنین کارهایی دردی را دوا نمی کنند.

بهتر است کمی دقیق تر به گفته های "پل" نگاه کنیم. او اینچنین سخن به میان آورده که: "بسیاری از دستورات و فرایضی که توسط افراد نا آگاه برای هدایت بشر پی ریزی شده می تواند درست بر خلاف سعادت آنها به کار گرفته شود و حتی در مواردی موجبات بدبختی آنها را نیز فراهم آورد."

با توجه به ماهیت خطاکار انسانها، امیال شهوت زا  را می توان در جرگه خطاهای شیطانی دسته بندی کرد. این شهوات به طریقی ما را دست می اندازند تا از کارهای خوب، به نادرستی استفاده کنیم. مثل عصایی که گل و لای زمین را به خود می گیرد برخی از قوانین نیز ممکن است ما را نسبت به ارتکاب گناه حریص تر نماید. نسب به انجام اموری که از آنها منع شده ایم تحریک می شویم. خانم هایی که برایشان حد و مرزهای بیشتری گذاشته میشود، نسبت به ابراز وجود تمایل بیشتری پیدا می کنند. خداوند فرمان داده که "نه" اما شهوت می گوید "بلی."

اگر تلاش کنیم تا احساسات غریزی از جمله نیاز جنسی را سرکوب کنیم درست مثل این است که سعی کنیم از یک حیوان، انسان درست کنیم. به عنوان مثال ما یک سگ پشمالوی کاکر داشتیم که برای 13 سال شده بود زینت خانه. در طی این سال ها من به "پامپکین" تعلیمات زیادی داده بودم. زمانی که فرمانهای از قبیل بشین، بلند شو، بخواب، قل بخور را به زبان می آوردم او عین دستور را انجام می داد. من همچنین به او یاد داده بودم که از درون حلقه به بیرون بپرد، در را ببندد، بر روی پاهای پشتی اش بنشیند و زمانیکه حالت شلیک گلوله را می گیرم مانند مرده ها بی حرکت بر روی زمین بیفتد.

اما باز هم با توجه به تمام این تعلیمات من نمی توانستم سگ بودن را از وجود او جدا کنم. او بازهم کارهایی که یک سگ انجام می دهد را انجام می داد. او چیزهایی را می خورد که من و شما سعی می کنیم حتی پایمان را بر روی آنها نگذاریم، جاهایی را که سگ های دیگر بو می کشیدند بو می کشید، در ملاء عام دستشویی میکرد و  … بدون توجه به تعلیمات من او باز هم یک سگ بود.

گرایشات غریزی انسان نیز تنها با روی آوردن به دین خاصی قابل چشم پوشی نیستند. شما می توانید به مسجد یا کلیسا بروید، کتاب های آسمانی بخوانید، هر روز دعا کنید و حتی یک وزارتخانه را هدایت کنید و اصلا هم نسبت به تمایلا جنسی خود بی توجهی نکنید. "پل معتقد است: " من می دانم که هیچ نقطه مثبتی در من وجود ندارد بلکه نقاط مثبت به واسطه ذات خطا کار من هستند که موجودیت پیدا میکنند."

زمانیکه عنان امور به دست ذات خطا کار می افتد، قادر می شویم تا هر گونه کار شیطانی را انجام دهیم چه باور کنیم چه نه، زمانیکه شهوت عنان امور را بدست میگیرد همانطور که یک سگ نمی تواند صحبت کند ما هم قادر نخواهیم بود کارهای خوب انجام دهیم.

اما هنوز هم زمانیکه از گرایشات جنسی سخن به میان می آید برخی افراد اظهار میدارند که توانایی مقابله با آنرا داشته و منکر قدرت شیطانی و مخرب این قضیه هستند.

شاید شما در یک خانواده مذهبی بزرگ شده باشید و روح کاملا پاکی داشته باشید اما در اعماق وجودتان ذات خطاکاری مخفی شده است که افسار گسیخته عمل میکند. از آنجاییکه که شهوت شما با میل به گناه آغشته است نمی توانید آنرا در مسیر دیگری هدایت کنید چرا که این امر موجبات ضررهای بزرگتری را برایتان فرام میسازد.

شما نمی توانید خود را از لذات جنسی محروم کنید

یکی از بزرگترین مشکلات این است که بیشتر افراد در اولین برخورد در راه اصلاح چنین گرایشاتی سعی می کنند تا اصلا به طور کلی آنها را از پایه ریشه کن کنند. آنها تصور می کنند که برای جلوگیری از اعتیاد به این کار باید به طور کلی از انجام این عمل خودداری کنند. ما تا زمانیکه با مشکلات مواجه نشویم هیچ گاه قادر به حل آنها نخواهیم بود. اگر با آنها مواجه نشویم قادر به متوقف ساختن هیچ گونه اعتیادی نخواهیم بود و    شاید فقط بتوانیم نوع اعتیاد را تغییر دهیم. به عنوان مثال گرایش ما از سکس می تواند به الکل تغییر شکل پیدا کند یا اگر مشروب خواری را متوقف کنیم ممکن است به قمار رو بیاوریم یا اگر بخواهیم با دید مثبت به قضیه نگاه کنیم میتوانیم آنها را در مسیر کار و یا خرید و … هدایت کنیم.

بی بهره گذاشتن گرایشات جنسی از جمله امور غیر ممکن است. تا زمانیکه روح ما به ابدیت بپیوندد باید با انواع و اقسام گناهان مختلف دست و پنجه نرم کنیم و سعی کنیم تا با توان کامل آنها را شکست دهیم. چندی پیش قطعه ای را خواندم که کشمکش و شکست انسانها به تنهایی در برابر گرایشات منفی را به تصویر کشیده بود. این قطعه با نام "یی پی یک" از شل سیلوراستاین می باشد.

این اتفاق مدت ها پیش توی یک باتلاق رخ داده

جایی که پر از علف های هرز و گل و لایه

"یی پی یک" انگشت پای مرا گاز گرفته

دقیقا نمی دونم دلیلش چیه؟! و یا اصلا اون چیه؟!

من داد می زدم که "آی و وای" " این دیگه چه جور موجودیه؟!"

اما مثل اینکه "یی پی یک" از همون موقع قصد رفتن نداشته

بعدش یواش یواش با هاش پچ پچ کردم شاید بره

اما دیدم که باز هم از جاش تکون نمی خوره و نمی ره

بله این اتفاق 16 سال پیش رخ داده

و هنوز "یی پی یک" نرفته

برف می یاد؛ بارون می باره

ولی باز هم "یی پی یک" از جاش تکون نمی خوره

پام اونو با خودش به هر جایی که می ره، می بره

تازه می فعمم که پس از ماجرای چندین و چند ساله

یاد گرفتم که آروم آروم راه برم برای همیشه

و اما گرایشات گناهکارانه شما نیز همانند یی پی یک هیچ گاه شما را رها نمی کنند؛ برای مدت زمان اندکی شاید بتوانید به آنها بی توجهی کنید اما بعدا متوجه خواهید شد که زمانی فرا می رسد که می بینید کنترل آنها بر روی شما تا چه حد عمیق است. اما اگر فکر می کنید که می توانید قدرت آنها را از بین ببرید باید همین جا به شما بگوییم که قادر به این کار نبوده و فقط باید سعی کنید آنرا در مسیر مناسب (ازدواج) هدایت کنید.

خوشبختانه یک روز فرا می رسد که دیگر تمایلی به شرکت در جنگی که همیشه سرانجامش شکست است را از  دست می دهید همانطور که "پلپگ نیز شاهد این تجربه تلخ بوده در اوج نا امیدی فریاد می زند "در چه منجلابی غوطه ور شده ام! چه کسی می تواند نجاتم دهد…وای از دست این ذات پست انزاجار آور!"

وقت آن رسیده که چشم های خود را باز کنیم و در جدالی که پایانی جز شکست را به همرا ندارد، زور آزمایی نکنیم. من می دانم که ترک عادت کار چندان آسانی نیست اما یکی از گام های اولیه برای رسیدن به آزادی همین است.

بهتر است قدرت و تواناییها خود را به درستی درک کنید نا گفته نماند که کمک خدواند و همنوعانتان در این راه از ارزش بالایی برخوردار است.

با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
فروش بلیط هواپیما
a
Xبستن تبليغ
فوتبال