لاچین سیر

ما آزموده​ایم در این شهر بخت خویش

مجموعه : فرهنگ و هنر
ما آزموده​ایم در این شهر بخت خویش
از بس که دست می​گزم و آه می​کشم
دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می​سرود
کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون
ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش
بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش
بگذر ز عهد سست و سخن​های سخت خویش
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش
با يک کليک همسر آينده خود را انتخاب کنيد
Xبستن تبليغ
ورزشي
×